تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فلسفية ( الرسائل الفلسفية ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
از آنكه اوّل زمان تركيب هيولى آخر زمان بىتركيبى أو بود . پس زمان بي تركيبي أو بىنهايت « 2 » نبود بلكه نهايت زمان بىتركيبى أو آن ساعت بود كه آغاز تركيب أو اندر آن زمان بود . واگر زمان بىتركيبى هيولى را آغاز نبودى بانجام نرسيدى ، از بهر آنكه زمان باقرار محمد زكريا مدّت است ومدّت كشيدگى باشد ، وكشيدگى اگر از آغاز نرود بانجام نرسد . وچون مدّت بىتركيبى هيولى باقرار خصم ما سپرى شد اين سخن دليل است بر آنكه مر آن مدّت را آغازى بود . پس مر زمان هيولى را آغاز وانجام بود ، وآنچه مر أو را آغاز وانجام زماني باشد محدث باشد ، پس هيولى باقرار محمد زكريا محدثست . ودرست كرديم كه بعضي از دعوى أو كه آن تركيب پذيرفتن هيولى است پس از بىتركيبى وسپرى شدن زمان بىتركيبى اوست همى باطل كند مر بعضي از دعاوى أو را كه هميگويد هيولى قديم است يعنى مر زمان أو را آغاز وانجام نيست پس گوئيم كه اگر قول اين مرد بدانچه گفت هيولى قديم است وقديم آن باشد كه مر زمان أو را نهايت نباشد درست است اين تراكيب واين اعراض « 15 » محدث نه بر هيولى است ، وهيولى بر حال خويش است گشاده وبىتركيب وزمان أو سپرى نشده است . واگر قول اين مرد بدانچه گفت مر اعراض وتراكيب « 17 » را هيولى برگرفته است درست است پس هيولى محدث است - كه مر حوادث را برگرفته است ، وزمان آن حال كه مر أو را پيش از تركيب بود بر أو گذشته است وزمان اين حال كه دارد بر أو هميگذرد . پس ظاهر كرديم سوى عقلا كه اين دعوى كه اين مرد كرده است اندر قديمى هيولى وگذشتگى زمان أو متناقض است ، وتناقض دروغ باشد ومشاهدات عالم مر آن را گواهى ندهند
هامش
( 2 ) بىنهايت شود بلكه ك - ( 15 ) واين اعراض محدث است نه هيولى وهيولى ك - ( 17 ) وتركيب را ب