است ، مىگوئيم نفرين و همين طور انشاء دعائى با سوگند تناسب ندارد هيچ گاه نمىگوئيم سوگند به . . . خدا تو را حفظ كند يا مرگ بر فلان .
در مورد نظريّهء سوّم كه مىگويد منظور اين است كه يعنى سوگند به . . .
كه بعدا خود ستمگران هم كشته شدند . . . ايرادى كه هست اين است كه ارتباط كلمهء " اذ " كه ظرف زمان مىباشد به جملات پيش ضعيف مىشود .
به نظر من معناى آيات اين است كه ستمگران آتش افروز همان گاه كه بر بالاى آتش نظاره كنان نشسته بودند و تماشاى سوختن مؤمنان مىكردند ، در حقيقت با دست خود گور خود را مىكندند و خودشان ياران اخدود مىشدند و مقدّمات سقوط و مرگ خود را از همان حال فراهم مىكردند .
و اين معنى سوگند مىخواهد . براى تنبّه جامعه به حقيقت اعمال ستمگرانه سوگند مىخواهد ، باطن چنين اعمالى مرگ خود ستمگر است ، ولى بيشتر مردم درست درك نمىكنند .
نوع سوگندهاى سوره هم با همين معنى تناسب دارد يعنى ما كه گواه حادثه هستيم و برجها در اختيار ماست و دقيق و لطيف هستيم مىدانيم كه اينها همان وقت گور خود را كندهاند .
در اين كه منظور از اصحاب اخدود گروهى خاص در تاريخ گذشتگان هستند يا منظور مطلق ستم پيشگانى با اين اعمال هستند ، به نظر مىرسد گروه يا گروههايى معيّن در تاريخ بودهاند و قرآن اشاره به آنها دارد . حادثهء ابراهيم كه از بالاى منجنيق به درون آتش افتاد كه در برابر ارتفاع منجنيق گودالى حساب مىشود ، حادثهء سوزاندن پادشاهى زردشتى در اصفهان
شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٣٤