برخى از مفسّرين احتمال مىدهند كه منظور از " اصحاب اخدود " همان ستمگران آتش افروز باشند و فعل " قتل " انشائى بوده و منظور نفرين بر آنهاست يعنى سوگند به . . . كه كشته شوند آن ستمگران آتشافروز .
و شايد خبرى بوده منظور ذكر از بين رفتن آن ستمگران پس از آن ستمهايشان مىباشد ، يعنى سوگند به . . . كه آن ستمگران آتش افروز هم بعدا افروز شدند .
به نظر من هيچ يك از اين نظرات مناسب آيات نيست . نظريّهء اوّل اين جهت كه اين همه سوگند براى خبر دادن از اصل حادثه يعنى كشته شدن مؤمنان چندان اديبانه نمىباشد و شايد در موارد ديگر داستانهاى قرآن هم عمل نشده باشد .
خلاصه اين لطفى ندارد كه سوگندهاى بليغ خورده شود كه مثلا فلان گروه كشته شدهاند يا فلان سلسله وجود داشتهاند آن هم در كتابى كه براى طرح مسائل هدايتى و حركت جامعهها به طور ابديّت آمده است . اگر بگوئيم اين همه سوگند براى اصل حادثه نيست بلكه براى حادثه همراه با خصوصيّاتى است كه بعدا ذكر مىشود ، سوگند به . . . كه مؤمنان كشته شدند ، وقتى كه ستمگران بالاى آتش نشسته بودند و . . . ليكن اين منظور با " واو " حال مناسبتر بود تا با كلمهء " اذ " .
از طرفى تعبير اصحاب اخدود يعنى ياران گودالها و حفرهها كه منظور حفرههاى آتش است نوعى تحقير به همراه دارد و متناسب با مؤمنان نيست .
دربارهء نظريّهء دوّم كه فعل " قتل " انشائى و به معناى نفرين گرفته شده
شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٣٣