تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
« 3 / 568 » همچنان مشهور است كه در آخر وقت حضرت خذاوندگار را مبلغ پنجاه عدد درم « 2 » وام بوذه است ؛ فرموذ كه قراضهء چند بذآن صاحب قرض دهند و از وى حلالى خواهند ؛ خذاوند مال قبول نكرد و بخشيذ ؛ فرموذ : الحمد للّه ربّ العالمين كه ازين عقبهء سهمناك رهيذم « 3 / 569 » همچنان از حضرت چلبى حسام الدين منقولست كه روزى خدمت شيخ صدر الدين « 7 » با اكابر درويشان به عيادت مولانا آمذه بوذند ؛ تملّق « 8 » عظيم نموذه از آن حالت متألّم مىشذ ؛ گفت : شفاك اللّه شفاء عاجلا ، رفع درجات باشذ ؛ اميذ است كه صحّت كلّى روى نمايذ و حضرت مولانا جان عالميانست ، بصحّتها ارزانيست ؛ فرموذ كه بعد ازين شفاك اللّه شما را باذ ؛ همانا كه در ميان عاشق و معشوق پيراهنى از شعر بيش نمانده است ؛ نمىخواهيذ كه بيرون كشند و نور بنور پيوندذ

شعر ( رمل )

گفت لُبسْش گر ز شَعْر و شُشْتَرست * اعتناقِ بىحجابش خوشترست من شذم عريان ز تن او از خيال * مىخرامم در نهاياتُ الوِصال « 1 »
هامش
( 3 / 568 - 3 / 569 )Z163 آB152 بK357 - 358 88 ،II , H؛ 4 ،II , T( 2 ) عدد درمZ: و دو درمKعدB( 7 ) صدر الدينZBK: + قونوى قدس سرهhB( 8 ) تملقZ: تعلقBK( 1 ) [ سطر 14 - 17 ] كفت . . . الوصال :NM، ج 6 ، ص 540 / 4618 - 4619 ؛AM663 / 1 .
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 581 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي