تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
عاقبت فرموذ « 1 » كه يكى مرا پرسيذ كه ابليس كيست ؟ گفتم : تو ؛ از ؟ ؟ ؟ ؟ آنك ما اين ساعت غرق ادريسيم ؛ اگر ابليس نيستى تو هم چرا غرق ادريس نيستى و اگر از ادريس اثرى دارى ترا چه پرواى ابليس است ؛ اكر مىگفتى كه جبرئيل كيست ؟ گفتمى : تو « 4 / 23 » همچنان ملك الاصحاب چلبى جلال الدين رحمه اللّه روايت كرد كه در نوبت اوّل چون حضرت مولانا شمس الدين به قونيه رسيذ « 6 » ، اتّفاقا « 7 » بر سر راه دروازهء حلقه به گوش سه « 2 » درم سلطانى يافت ؛ با خوذ قرار كرد كه وجه « 8 » نفقه اينست ؛ چه « 3 » آن زمان صذ و بيست پول به درمى بوذ و يكتا گردهء لطيف و سپيذ « 9 » به پولى مىداذند ؛ همچنان هر شبى از يك گرده نيمى را خوردى و نيم ديگر را به مسكينى داذى ؛ عليها چون مدّت منقضى شذ و وجوه به پوج آمذ ، پاپوچى پوشيذه عزم شام كرد و روانه شذ « 4 / 24 » همچنان در اوايل شرح الشبابى « 13 » اغلب در بيست روز يا پانزده روز يا ده روز « 14 » بارى افطار مىكرد ، كم « 4 » افتاذى كه در هفت روز يا پنج روز چيزى خوردى و چون عزيمت شام را مصمّم كرده غيبت نموذ ، حضرت خذاوندگار تاريخ سفر او را به حضرت چلبى حسام الدين همچنين « 17 » املا فرموذ كه سافر المولى الأعزّ الداعى إلى الخير ، خلاصة الأرواح ، سرّ المشكاة و الزجاجة و المصباح ،
هامش
( 4 / 23 - 4 / 24 )Z176 آ - بB165 آK392 - 393 126 ،II , H؛ 9 - 58 ،II , T( 1 ) فرموذZK: فرمودهB( 6 ) رسيذZK: رسيدهB( 7 ) اتفاقاZB: اتفاقK( 2 ) سهZB: يكK( 8 ) وجهZB: -K( 3 ) چهZK: -B( 9 ) و سپيذK: سپيذZB( 13 ) الشبابىBK: الشبابZ( 14 ) يا ده روزBZ: -K( 4 ) مىكرد كمhZBK: -B( 17 ) همچنينZK: -B