تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
و حرفى ناشايست « 1 » صادر شوذ و اين انديشه « 5 » را هرگز به زبان نياورده اتّفاقا همان روز در سيران ، به حضرت آن سلالهء شيران « 2 » مصادف شذه فرموذ كه هى قمر الدين ! دوستان برآنند كه ما را ازين شهر برانند « 3 » ، چه اگر ما را برانند اميذست كه باز « 4 » بيائيم ، امّا كسانى را كه ما برانيم چنان عدم شوند كه هرگز بوجود نيايند ؛ همان ساعت از اسب فروذ آمذه سر نهاذ و مريد شذ و اسبى نيكو كشيذه از حدّ بيرون بندگيها نموذ « 7 » « 8 / 53 » همچنان معتبر صوفى بوذ در توقات ، اوقات انكار مىنموذ و سجدهء ياران را طعنه مىزذ و اعتراض مقلّدانه مىكرد ؛ روزى به حضرت چلبى قدّس « 10 » سرّه آن بزرگ مقابل افتاذه « 9 » از وهم چنان شذ كه گوئيا مقابل مقاتل افتاذ ؛ فرموذ كه درويش ترا اصلا « 11 » با ما نرسذ كه سجده كنى كه آن سجدهء تو كفر محض است ؛ از آنك ما را همچون خوذ بشر مىبينى و از بشريت گذر نكردهء و بمقام ملكيّت نرسيذهء و آن نظر ابليس پرتلبيس است

شعر ( رمل )

تا تو مىبينى عزيزان را بشر * دانك ميراثِ بليس است آن نظر « 15 »
و از آن انوار كه در باطن فاطن شيخ است بىخبرى ، از آنك خرى ؛ امّا ياران ما را سجده ناكردن كفرست مطلق « 17 » ؛ از آنك پشت بنور حق
هامش
( 8 / 53 )Z258 بB237 آK361607 ،II , H؛ 371 ،II , T( 1 ) ناشايستhZK: -ZB( 5 ) انديشه راZK: انديشهB( 2 ) شيرانhZBK: -Z( 3 ) كه ما را . . . برانندZK: -B( 4 ) كه بازB: بازZK( 7 ) نموذBK: + الحكايةZ( 10 ) قدسZK: + اللّهB( 9 ) افتاذهBK: افتاذZ( 11 ) اصلاZK -با ماB( 17 ) كفرست مطلقBK: كفر مطلق استZ( 15 ) تا تو . . . آن نظر :NM، ج 1 ، ص 243 / 3962 ؛AM، ص 102 / 15 .
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 909 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي