« 8 / 51 » الحكاية : همچنان مؤلّف كتاب ايّده اللّه بروح منه روايت مىكنذ كه در خانقاه تربهء مقدّس قدّسنا اللّه بسرّ مساكينها كه مسكن حضرت چلبى بوذ خوش حوضى بوذ از سنگ مرمر سپيذ در غايت لطيف « 4 » و اصول و آن را از شهر كوتاهيّه به حضرت ولد فرستاذه بوذند ؛ مگر در ايّام فترت قونيه كه حضرت چلبى به سفر ملك بالا رفته بوذ از نوّاب اولاد قرمان « 6 » كه جلال كوچك گفتندى آن حوض را بطريق حيلت و تغلّب و جسارت بىاعتقادى از خانقاه نقل كرده بجانب لارنده برد تا در سراى خوذ نصب كنذ و از نصب آن انديشه نمىكرد « 9 » ؛ بعد از مرور ايّام چون حضرت چلبى از آن سفر مبارك به قونيه رسيذ و حوض را در مقام خوذ نديذ حوض ديذه را پرآب كرده بهغايت منفعل شذ و متألّم گشت ؛ جهت آن قضيّه قصّهء « 11 » به نزد اولاد قرمان « 12 » اصدار كرده ، چون مكتوب به مطالعهء امير بدر الدين ابراهيم بگ أعزّ اللّه أنصاره رسيذ در تجسّس حوض خوض كرده آن شخص را تعزير فرموذ و از نيابت معزول كرده از چشم انداخت و در آن فلاكت جان داذ ؛ در حال بر گردون نهاذه « 15 » بجانب تربهء مبارك فرستاذ « 16 » و تمهيد عذر كرده بسى تحفها ارسال كرد ؛ همانا كه روز دوشنبه چون خبر حوض رسيذ كه اينك مىرسذ حضرت چلبى با جمع گويندگان تربه استقبال كرده فرجى مبارك خوذ را بر سر حوض پوشانيذه به شاذى « 19 » تمام در مقام خوذ مقرّر داشتند ؛ همانا كه « 20 » حضرت چلبى
هامش
( 8 / 51 )Z256 آB236 بK359605 ،II , H؛ 368 ،II , T( 4 ) لطيفBK: لطفZ( 6 ) قرمانZK: قرامانB( 9 ) نمىكردZB: نكردK( 11 ) [ سطر 11 - 12 ] فضيهZKقصهءB( 12 ) قرمانZK: قرامانB( 15 ) نهاذهZ: نهادBK( 16 ) فرستاذBK: -Z( 19 ) به شاذىZK: شادىB( 20 ) كهZK: -B