تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 905

مساهمون:

ص٩٠٥
چرخ‌زنان گشته در نظر حضرت چلبى بايستاذ كه اصلا ريخته نشذ و شكسته نگشت ؛ فرموذ كه اگر مىشكست و ريخته مىشذ بس مىكرديم و براى خاطر امير نجم الدين ما ايّام عزيز را معزّز مىداشتيم ؛ امّا حقيقت بايذ دانستن كه حق تعالى براى وجود مبارك « 4 » عزيزان خوذ اين ايّام عزيز را عزيز كرده است و عزّت بخشيذه و عكس عزّت مردانست كه بر كلّ اشيا تافته هر يكى را عزيز كرده است « 6 » ؛ چه اگر وجود ايشان نباشذ دنيا و آخرت را چه رونق و مسجد و كعبه را « 7 » چه نور و چه قيمت باشذ چنانك فرموذ « 8 » :

شعر « 9 » ( رمل )

كعبه را كه هر دمى عزّى « 10 » فزوذ * آن ز اخلاصاتِ ابراهيم بوذ « 11 »
و اين رباعى را گفت :
بيرون ز تن و ز جان روانِ درويش است * برتر « 13 » ز زمين و آسمان درويش است مقصودِ خذا ازين جهان خلق نبوذ * مقصودِ خذا ازين جهان درويش است
همانا كه از سر اخلاص استغفار كرده بنده شذيم
هامش
( 4 ) مباركZK: -B( 6 ) [ سطر 5 - 6 ] و عزت . . . كرده استZB: -K( 7 ) كعبه راZK: كعبهB( 8 ) چنانك فرموذZK: -B( 9 ) شعرZK: -B( 10 ) عزىZK: عزيزىB( 13 ) برترK: بهترZB( 11 ) كعبه را كه . . . بوذ :NM، ج 4 ، ص 345 / 1138 ؛AM، ص 354 / 2 .