تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
« 8 / 38 » الحكاية : « 1 » همچنان خدمت امير يگانه چلبى پولاذبگ ولد نور الدين جيجه رحمه اللّه كه از اكابرزاذگان روم بوذ و از جملهء مقرّبان غازان خان و از معتقدان خاندان « 3 » ، چنان روايت كرد كه شبى در بندگى حضرت چلبى در قلعهء قره‌حصار « 4 » دوله با اولاد صاحب فخر الدين و نوّاب ايشان صحبت كره بوذيم و بتناول رحيق عتيق و جام عقيق مشغول شذه ؛ همانا كه دوستگانى « 6 » پر بر كف گرفته فرموذ كه تصوّر هوام عوام كه كالانعام‌اند آنست « 7 » كه عارف را شراب‌خوار مىگويند و طعنه مىزنند ، حاشا كه ما شراب‌خواريم و همرنگ مردم باشيم ؛ همگان حيران گشته ساكت شذند ؛ همچنان مگر در ضمير اولاد صاحب گذشته باشذ كه ما درين كار و مثل او پاذشاهى « 10 » درين كار ! پس فرق « 9 » ميان ما و او چيست ؟ همانا كه من بنده را اشارت كرد كه پيش‌تر آ « 11 » ! بارى بنگر كه اين شرابست يا چيزى « 12 » ديگر ؟ برخاستم و بادب تمام پيشتر رفتم ، ديذم كه در كاسهء دوستانى چيزيست مايع بسان عسل آتش ديذه و امّا مثلّث غليظ ؛ فرموذ « 14 » كه بخور ! انگشتى بر گرفتم ، ديذم كه شراب حمّاض خاص بوذ

شعر ( رمل )

در خرابات آمذى شيخِ اجل * از قدومت جملهء مَيْها شذ عسل « 17 »
هامش
( 8 / 38 )Z251 بB231 بK342589 ،II , H؛ 346 ،II , T( 1 ) الحكايةBK: -Z( 3 ) خاندانZK: -B( 4 ) قره‌حصارZK: قرحصارB( 6 ) دوستكانىZK: دوستكانB( 7 ) آنستBK: -Z( 10 ) پاذشاهىZK: + همB( 9 ) فرقZK: -B( 11 ) آZK: آىB( 12 ) چيزىB: چيزZK( 14 ) فرموذZK: فرمودهB( 17 ) در خرابات . . . عسل :NM، ج 2 ، ص 439 / 3421 ؛AM، ص 181 / 12 .