همچنان حضرت چلبى تا مقدار فرسنگى رفته بوذ و ياران بر لب جو فرياذكنان و سينهزنان مىدويذند و از بيرون آب خاك بر سر مىكردند و از هواى او در آتش شوق مىسوختند و لابها مىكردند و حضرت خذاوندگار را شفيع مىآوردند تا بيرون آيذ ؛ آن كريم ابن الكريم از كرم عميم عنايت فرموذه قدم بر روى آب نهاذ و بيرون آمذ و ياران را دلداريها فرموذه حيات نو بخشيذ و بطريق لاغ مىفرموذ « 6 » كه اين چنين جوئى بزرگ مردم كوچك را چون غرق نمىكنذ ، امّا نيل چه كنذ كه بموسى « 7 » مطاوعت ننمايذ و بندهء فرمان نشوذ و آتش نمرود خليل جليل را گلزارى نكنذ و منقاد نشوذ و باذ صرصر هود نبى را مسخّر نشوذ و هوا از هواى او سليمان هوا شكن را مطيع نبوذ ؛ چنانك حضرت جدّم فرموذ :
شعر ( رمل )
خاك و « 13 » باذ و آب و آتش بندهاند * با من و تو مرده با حق زندهاند
و اينچنين « 14 » كرامات و مقامات كه « 15 » مرتبهء اقطاب كرام است و افراد عظام كه ابدالان حق و اوتادالارضاند و هر كاملى را اينچنين كمال دست نمىدهذ
اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ
( 42 / 13 ) ، و اين از خصايص حضرت مولاناست كه وارث اسرار حضرت رسول اللّه است و بسالت او به اصالت او بذو رسيذه قدّس اللّه سرّه و افاض على التّابعين له برّه ، آمين يا ربّ العالمين
هامش
( 6 ) لاغ مىفرموذZK: -B( 7 ) بموسىZB: عليه السلام +K( 13 )bوBK: -Zبا حق :ZK - B( 14 ) و اينچنينZ: اينچننBK( 15 )BKكه : شكرف .