از ميان عاشقان مرتفع نخواهذ شذن ، چرا خوذ را مىرنجانى و زحمت مىكشى و خوذ را بر شمشير اوليا مىزنى ، و آن « 2 » بيچاره ساكت گشته هيچ نگفت ؛ مگر ارباب تصوّف كه آن جايگاه حاضر بوذند ، اين معنى را در خدمت شيخ السلام صدر الملّة و الدين رحمة اللّه عليه باز گفتند ؛ فرموذ كه حق بجانب مولانا بهاء الدين است و همچنانست كه او فرموذ و اين بذآن مانذ كه خليفهء از خدمت عارفى پرسيذ كه جنيد بزرگست يا با يزيد ؟ عارف جواب داذ كه از هر دو بزرگترى بايذ كه تفصيل « 7 » تفضيل و بزرگى ايشان را بدانذ ؛ همانا كه بدعت حسنهء اوليا مقابل سنّت انبياست و ازالت آن از ممكنات نيست ؛ همانا كه از جنازهء آن جوان باز گشتند ، حضرت ولد فرموذ كه اخى احمد را هفت روز ديگر عمر مانده است تا غوغاى او ساكن شوذ ؛ همچنان شذ كه فرموذه بوذ و اللّه أعلم بالصواب « 12 »
هامش
( 2 ) و آنZ: و اينBابنK( 7 ) تفصيلZK: -B( 12 ) و اللّه . . .
بالصوابBK: -Z