تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
بعد از آنك رحلت فرموذ هفت روز تمام متتالى نورى عظيم از قبّهء « 1 » تربهء مقدّس تا قمّهء افلاك و قلّهء سماك ايستاذه بوذ كه كافّهء انام از خواصّ و عوام مشاهده مىكردند و اقرار عاشقان يكى در هزار شذ « 7 / 33 » همچنان ياران بصيرت و اخوان سريرت نقل كردند كه آن نور حضرت چلبى عارف بوذ كه چون بر تخت مبارك بنشست مصوّر شذ و عالم را منوّر گردانيذ ، از آنك نور هفت ولى را با هم آورده بوذ ؛ انتقل قدّس اللّه روحه و افاض على العاشقين فتوحه ليلة يوم السبت العاشر من شهر اللّه الاصب رجب لسنة اثنى عشر و سبعمائة « 10 » « 7 / 34 » همچنان منقولست كه در زمان سلطان ولد فرزند بزرگى نقل كرده بوذ ؛ به اشارت ماذر و پذر « 12 » گويندگان حاضر كردند ، تا پيش جنازهء وى غزليّات گويند ؛ مگر خدمت اخى احمد عنود منع كرده تمكين نداذ كه گويندگان چيزى بگويند كه اين بدعتست ، شرعا روا نيست ؛ از ناگاه حضرت ولد رسيذه اشارت فرموذ كه چرا قوّالان ما نمىگويند و شاذيها نمىكنند بملاقات ارواح و رضوان بهشت و همچنان دست اخى احمد را محكم گرفته فرموذ كه « 17 » اخى احمد ! اين بنياذ را سخت بزرگى وضع كرده است و جائز ديذه ، ازو بزرگترى بايذ كه اين قاعده را بر گيرذ و تغيير كنذ « 19 » « 20 » ، اين حال تا روز قيامت
هامش
( 7 / 33 - 7 / 34 )Z233 بB215 بK293542 ،II , H؛ 278 ،II , T( 1 ) قبهءZB: قربهءK( 10 ) سبعمائةZB: + هجريهK( 12 ) پذرZK: + كودكB( 17 ) كهZK: -B( 19 ) و تغيير كنذZK: -B( 20 ) كنذK: + وZ