تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
« 3 / 585 » همچنان روزى خدمت مولانا افضل المتأخّرين السعيد الشهيد القاضى نجم الدين طشتى رحمة اللّه عليه در مجمع اكابر لطيفهء فرموذ كه در جميع عالم سه چيز عام بوذه « 3 » ، چون به حضرت مولانا منسوب شذ خاص گشت و خواصّ مردم مستحسن داشتند ؛ اوّل ، كتاب مثنويست كه هر دو مصراع « 5 » را مثنوى مىگفتند ؛ درين زمان چون نام مثنوى گويند عقل به بديهه حكم مىكنذ كه مثنوى مولاناست ؛ دوم ، همهء « 7 » علما را مولانا مىگويند ، درين حال چون نام مولانا مىگويند حضرت او مفهوم مىشوذ ؛ سوم ، هر گورخانه را تربه مىگفتند ، بعد اليوم چون ياذ تربه مىكنند و تربه مىگويند ، مرقد مولانا كه تربه است معلوم مىشوذ « 10 » « 3 / 586 » همچنان « 11 » روزى حضرت سلطان ولد فرموذ كه بعد از انتقال پذرم پيش چلبى حسام الدين و كرا خاتون نشسته بوذيم ؛ كرا خاتون ديذ كه حضرت مولانا همچون فرشتهء كه
أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
( 35 / 1 ) پر گشاذه بوذ و بر سر ما ايستاذه حمايت مىفرموذ « 15 » « 587 » همچنان خلاصة الاصحاب ، روح الاوليا سراج الدين مثنوى رضى اللّه عنه روايت كرد كه بعد از وفات حضرت مولانا خدمت سراج الدين تترى رحمه اللّه در خواب ديذ كه حضرت مولانا در كنج خانه مراقب نشسته بوذ ؛ سؤال كرد كه حال آن عالم چونست ؟
هامش
( 3 / 585 ، 3 / 586 ، 587 )Z367 آ - بB156 بK368 - 369 02 - 101 ،II , H؛ 2 - 21 ،II , T( 3 ) بوذهZK: بودB( 5 ) مصراع راK: بيتى راZB( 7 ) همهءBK: -Z( 10 ) شودBK: + الحكايةZ( 11 ) همچنانZK: -B( 15 ) مىفرمودBK: + الحكاية .