تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
انتقل قدّس اللّه سرّه العزيز من عالم الملك إلى ممالك الملكوت يوم الاحد وقت غروب الشمس خامس جمادى الآخر سنة اثنين و سبعين و ستّمائة

شعر ( رمل )

رفت آن سلطانِ معنى بىفتور * رقص رقصان سوى آن درياى نور « 5 »
« 3 / 584 » همچنان از اصحاب كرام منقولست كه در روز وفات مولانا هفت سر گاو پيش جنازه مىكشيذند ؛ يكى را اصحاب به لنگر قلندران به خدمت عارف صمدانى شيخ ابو بكر جولقى نيك‌سارى « 8 » فرستاذند تا قربان كنند ؛ شيخ فرموذ كه در حال قربان كرده بارباب حاجات و مساكين بخش كردند ؛ مگر شيخ عمر گرهى كه يار غار او بوذ بيامذ و گفت : ازينجا « 11 » بما نيز ران گاوى نمىرسذ ؟ شيخ ابو بكر گفت : دريغا كه « 12 » هنوز آن روستائى از تو نرفته است ؛ از آنك روستابچّه « 1 » ، بايذ كه ما جهت صدقهء جان او جان خوذ را قربان كنيم و استر خوذ را بفروشيم و عرسى كنيم ؛ مردى نباشذ « 14 » كه گاو او را نيز از مساكين دريغ داريم و درو طمع بنديم « 15 » ؛ قلندران باتّفاق گلبانگها زذند و هاىهوئى كردند ؛ شيخ عمر رنحيذ كه بابو سكّهء ما را بردى ، بر خاست و راه سپرده درويشى درويشان گفت و استر خوذ را فروخته خوش عرسى پيذا كردند ؛ شيخ بو بكر گفت : بيا درويش ، و از آمذيم ؛ تكبيرى فروكوفتند « 19 » و صفا شذند و انصاف اهل طريقت اينست و زياده « 2 »
هامش
( 3 / 584 )Z167 آB156 آK100368 ،II , H؛ 20 ،II , T( 5 )bنورBK: + الحكايةZ( 8 ) نيك‌سارىZ: نكيسارىBK( 11 ) ازينجاB: اينجاZK( 12 ) كهBK: -Z( 1 ) روستابچهBK: روسته‌بچهZ( 14 ) نباشذZ: باشذBK( 15 ) بنديمBZ: ببنديمK( 19 ) كوفتندBK: كفتندZ( 2 ) و زيادهBK: + الحكايةZ
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 596 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي