تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
ما بچّهء كامل آن شهبازست و پيوسته پرّوبال برگشاذه در پروازست « 1 » و ما آن بچّگان ضعيفيم كه در درون بيضهء تن مانده‌ايم ؛ لاجرم حضرت خذاوندگار ما در تربيت جان ما مشغولست و گرد ما طواف مىكنذ تا به كمالى و منزلى برسانذ ؛ همانا كه حضرت « 4 » چلبى از بركت فيض « 5 » نور آن معانى از آن قبض منبسط گشته برخاست و حضرت ولد را به كنار گرفته بوسها افشان كرد و تحسينهاش داذ و گويند « 6 » : آن روز سه پاره جامهء حرير مصرى و شاشئ نيكو خلعت فرموذ و چندين بندگيها كرد « 7 / 5 » همچنان منقولست كه روزى حضرت سلطان ولد و براذرش چلبى امير عالم و جماعتى اصحاب در بندگى خذاوندگار نشسته بوذند ؛ از ناگاه خدمت « 10 » سلطان اسلام كيسهء زر فرستاذه « 11 » استدعاى عنايت و دعا كرد و گويند چلبى امير عالم آن زمان يار محبوب و خزينه‌دار سلطان بوذ ؛ خذاوندگار فرموذ كه ياران اسم اعظم كذامست ؟ همگان سر نهاذند كه حضرت خذاوندگار فرمايذ ، اشارت كرد كه آن اسم اعظم اين زر و سيم است كه هم به حق مىرسانذ و هم باطل را مىآرايذ ؛ چه بىوجود اين نه دنيا معمورست و نه اهل آخرت مسرور ؛ چنانك حضرت ولد فرموذ

شعر ( هزج )

نشاطِ مردمان از زرّ و سيمست * خوشيهاى جهان از زر و سيمست « 18 » رسى بر بام مقصود اى ولد زوذ « 19 » * ترا گر نردبان « 20 » از زر و سيمست
هامش
( 7 / 5 )Z224 بB207 آK265514 ،II , H؛ 240 ،II , T( 1 ) پروازستZK: پروازB( 4 ) حضرتBK: -Z( 5 ) فيضZ: + آنBK( 6 ) و كويندZK: -B( 10 ) خدمتZ: حضرتK - B( 11 ) فرستاذهZK: فرستادB( 18 ) [ سطر 14 - 18 ] كه هم . . . خوشيها . . . سيمستZK: -B( 19 )aزوذZK: -B( 20 ) نردبانZK: ردوبان ؟ ؟ ؟ ؟B