تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
بجناب جلال « 1 » ذات بىچون حق رجوع فرموذ و حظاير قدس را بر مجالس انس انس اختيار كرد ، حضرت « 2 » مولانا اختيار الدين امام « 4 » مولوى كه فرشتهء مصوّر بوذ گفت : چون جسم حرير مبارك « 3 » ايشان را بر سر سرير نهاذم و بادب تمام و مهابت عظيم و غايت دهشت مىشستم و ياران محرم آب مىريختند و قطرهء آب بر زمين نچكيذ الّا كه همه را نوشيذند ؛ چنانك صحابهء كرام آب حضرت رسول را عليه السلام كردند ؛ همانا كه « 7 » چون دست بر سينهء سيناى مباركش نهاذم خذاوندگار ما حركت عظيم كرد و از من بىاختيار نعرهء عظيم « 8 » برآمذ و روى خوذ بر سينهء بىكينهء مباركش نهاذم و مىگريستم ؛ همانا كه بدست راست گوش مرا چنان بگرفت كه هوشم برفت ، يعنى كه دم مزن و جرأت مكن ؛ همچنان متحيّر گشته دنگ « 11 » مانده بوذم ، از هاتف آوازى شنيذم كه
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
( 10 / 62 ) و المؤمنون لا يموتون ، بل ينقلون من دار إلى دار

شعر ( رمل )

نيست عزرائيل را بر عاشقان دست و رهى * عاشقانِ عشق را هم عشق و سودا مىكُشذ
بعد از آنك جنازه را بيرون آوردند كافّهء اكابر و اصاغر سر باز كرده بوذند و تمامت زنان و مردان و اطفال حاضر گشته رستخيزى برخاسته بوذ كه رستخيز « 19 » قيامت كبرى را مانستى ؛ همگان گريان و اغلب مردان « 5 »
هامش
( 1 ) جلالZBذاتK( 2 ) حضرتZK: خدمتB( 4 ) امامZK: -B( 3 ) جسم . . . مباركZ: جسم حريرKحرير جسم مباركB( 7 ) همانا كهZK: + كهB( 8 ) نعرهء عظيمZK: نعرهءB( 11 ) دنكZK: دنكىB( 19 ) رستخيزZK: رستخيزىB( 5 ) مردانZK: مردمZ
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 591 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي