شه صلاح الدين برفتى اى هُماى گرمرو * هم كسى بايذ كه دانذ بر كسان بگريسته
الى آخره
« 5 / 32 » همچنان منقولست كه روزى حضرت مولانا به فرزند خوذ سلطان ولد جهت فاطمه خاتون والدهء حضرت چلبى عارف مكتوبى نبشته وصيّت فرموذ تا جانب عزيز او را محترم دارذ و رعايت بىنهايت فرمايذ و ترتيب آن تركيب اينست :
وصيّت مىكنم جهت رعايت شاهزاذهء ما و روشنائى دل و ديذهء ما و همه عالم كه امروز در حباله و حوالهء آن فرزندست
وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا
( 3 / 37 ) تا « 10 » جهت امتحان عظيم امانت سپرده شذ ؛ توقّع است كه آتش در بنياذ عذرها زنذ و يكدم و يك نفس نه قصد و نه سهو حركتى نكنذ و وظيفهء مراقبتى را نگردانذ كه در خاطر ايشان يك ذرّه تشويش بىوفائى و ملالت در آيذ ، خوذ ايشان هيچ نگويند از پاكگوهرى خوذ و عنصر شاهزاذگى و صبر موروث بر رشتهء كه « 14 »
شعر « 15 » ( خفيف )
بجّهء بط اگرچه دينه بوَذ * آبِ درياش تا به سينه بوذ
امّا حذر از مرساد و اشهاد و مشهود ارواح الهى كه مراقب ذرّيات طيّبات ايشانست كه
أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
( 52 / 21 ) ،
هامش
( 5 / 32 )Z207 بB192 آK217471 ،II , H؛ 178 ،II , T( 10 ) تاZK: -B( 14 ) كهZK: كراB( 15 ) شعرZ: -BK