تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
هركه رنجذ تا منّت دارم و در يارى به قدر امكان ان‌شاءالله تقصير نكنم ؛ اگر فرزند عزيز بهاء الدين در آزار شما كوشد حقّا ثم حقّا دل ازو بركنم و سلام او را جواب نگويم و به جنازهء من نبايذ « 3 » ، نخواهم و همچنين غير او هركه باشذ ، امّا خواهم كه هيچ غم نخورى و غمگين نباشى كه حق جلّ جلاله در يارى شماست و بندگان خذا در يارى شمااند ؛ هركه در حقّ شما نقصان گويذ ، در با به دهان سگ نيالايذ و تنگ شكر به زحمت مگس بىقيمت نشوذ و يقين دارم كه اگر صذ هزار سوگند نخورند كه ما مظلوميم من ايشان را ظالم دانم كه در حق شما محبّ و دعاگوى نباشند « 8 » ايشان را مظلوم ندانم ؛ سوگند و عذر قبول نكنم و اللّه و باللّه و تاللّه كه هيچ عذرى و سوگندى و مكرى و گريهء از بذگوى شما قبول نكنم ؛ مظلوم شمائيذ با آنك شما را حرمت دارند ، خذاوند و خذاوندزاذهء خوانند پيش رو و پس پشت ، بىنفاقى و عيب بر خوذ نهند كه مجرم مائيم با آن همه ظالم باشند و شما مظلوم ؛ زيرا حقّ شما و حقّ آن سلطان صذ چندانست كه ايشان كنند ؛ و اللّه كه چنين است ، و باللّه « 14 » كه چنين است ، و تاللّه « 15 » كه چنين است ؛ من اگر در روى جماعتى بسبب نازكىء خويش زهى خنده كنم ، حق تعالى آن روشنائى داذه است كه الحمد للّه كه بدل راست نباشم تا آنگه كه ايشان بدل و جان و آشكارا با حقّ و بندگان حقّ راست نشوند و مكر را در آب سياه نيندازند و كارها را بازگونه ننمايند و خاك پاى « 19 » غلام بندگان حقّ نشوند « 18 » ؛ پيش رو و پس پشت و اعتقاد اين پذر اينست كه برين ميرم و برين در گور روم ان‌شاءالله تعالى ؛
هامش
( 3 ) نيايذZB: بيابدK( 8 ) نباشندK: نباشدZB( 14 ) باللّهZB: و اللّهK( 15 ) تاللّهZB: و اللّهK( 18 ) [ سطر 18 - 19 ] و مكررا . . . نشوندhZK: -ZB( 19 ) پاىhZ: + وK
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 735 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي