تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
منال و جهاز در تردّد مانده بوذند ؛ باتّفاق اين قضيّه را به حضرت مولانا عرضه داشتند ، فرموذ كه استا خاتون را از سراى گرجى خاتون آواز داذند و خدمت استا خاتون زنى بوذ وليّه و عالمه و استاذ و معلّم دختران سلاطين بوذ ؛ فرموذ كه به خدمت فرزندم « 4 » گرجى خاتون رو و سلام ما را « 5 » برسان و كيفيّت احوال هديّه خاتون را بازگو تا معاونت فرموذه از خواتين امرا و دختران خوذ جهاز او را راست كنند و هر يكى هديّه خاتون را هديّهء « 7 » ارزانى ؟ ؟ ؟ ؟ فرمايند تا بعنايت شيخ صلاح الدين تخصيص يابند و همّت آن سلطان سايل حالات دينى و دنياوى و حامى ايشان باشذ ؛ همانا كه استا خاتون زنبيلى بر گردن بسته شىء للّه كنان بسراى پاذشاه دويذ و سلام خذاوندگار را رسانيذه حكايت را عرضه داشت ؛ خواتين كرام بجمعهم اكرام نموذه سر نهاذند و بر آن التفات منّت دار عظيم شذند و شكرهاى بسيار كردند كه حضرت خذاوندگار عنايت فرموذه به چنان خيرات و خدماتشان اشارت فرموذ و ترغيب داذ ؛ فى الحال ملكهء جهان گرجى خاتون به خزينه‌دار خوذ امر كرد تا دو سه پاره تخته جامها آورده پنچ پنچ‌پاره از هر نوعى پوشيذنى « 15 » راست كرد و قرب بيست عدد گوشوارهاى مرصّع و بيست عدد انگشتر بهاى قيمتى و طويله و كلاه‌بند و كلاه زرّين و مقانع نفيس « 17 » و دست ابرنجن مكلّل و غيرها جمع كردند و از قاليها و پرده‌ها و قاليچه‌هاى نازنين گرجى و شيرازى و اقسرائى پيش آوردند و همچنان سينى و تبسى « 19 » و قازغان و كاسهاى مسين و چينى و هاون و شمعدانها و آلات مطبخ على التمام كه هر يكى به قدر بزرگى خوذ آورده بوذند چنانك عادت كرام كريم است ، به خدمت استا خاتون
هامش
( 4 ) فرزندمZK: فرزندB( 5 ) ما راZK: ماZ( 7 ) حاتون را هديهءZK: -B( 15 ) پوشيذنىZK: پوشيذB( 17 ) نفيسZK: -B( 19 ) تبسىZB: طبسىK