« 5 / 27 » همچنان روزى حضرت مولانا شمس الدين تبريزى در حضور مولانا و شيخ صلاح الدين و كرام حاضر اللّهمّ قدّس سرّهم اين حديث را بيان مىكرد كه قال النبىّ عليه السلام : لا صلاة الّا بالقراءة و قال : لا صلاة إلّا بحضور القلب ؛ فرموذ كه قومى گمان بردند كه چون حضور قلب يافتند از صورت نماز مستغنى شذند و گفتند طلب الوسيلة بعد حصول المقصود قبيح ، بر زعم ايشان خوذ راست گرفتيم كه ايشان را حال تمام روى نموذ و ولايت و حضور دل ، با اين همه كمال ترك ظاهر نماز نقصان ايشانست ؛ اين كمال حال كه ترا حاصل شذ ، رسول را صلى اللّه عليه و سلّم حاصل شذ يا نشذ ؟ اگر گويذ : نشذ ، گردنش را بزنند « 9 » و بكشنذش « 10 » و اگر گويذ :
آرى « 1 » ، حاصل شذه بوذ ، گوئيم : چرا « 11 » متابعت نمىكنى ؟ چنين رسول كريم بشير « 12 » بىنظير السراج المنير ، فرموذ كه اگر اينجا ولىّ از اولياى خذا باشذ كه « 13 » ولايت او درست شذه باشذ بر تقديرى كه هيچ شبهت نمانده باشذ « 14 » و اين فلان الدين كه ظاهر نشذه است ولايت او ، آن ولى ترك ظاهر كنذ و اين « 15 » مواظبت نمايذ بر ظاهر من ، پيروى اين فلان الدين كنم و بر آن سلام نكنم « 16 » ؛ بعد از آن روى بشيخ صلاح الدين كرد ، گفت : چون مىگويم ؟ شيخ صلاح الدين گفت : حكم تراست ؛ هرچه گوئى ما را « 18 » جواب نيست و حالتى نى
هامش
( 5 / 27 )Z205 بB190 آ 210464 ،II , H؛ 169 ،II , T( 1 ) [ سطر 9 - 11 ] حاصل . . . آرىZK: -B( 9 ) بزنندZ: بزنيدK( 10 ) بكشندZ: بكشدK( 11 ) چراBKمتابعتZ( 12 ) بشيرZK: بشرB( 13 ) باشد كهZK: + درB( 14 ) [ سطر 13 - 14 ] بر تقديرى . . . باشذZB: -K( 15 ) اينZB: آنK( 16 ) نكنمK: + وB( 18 ) ما راK: مراB