نكردند ، يكى مىگفت كه من يكماهه « 1 » قوتى دارم ، آن به من كافيست ؛ ديگرى مىگفت كه من قوت ده روزه دارم ؛ صحابهء ديگر مىگفت :
مرا دو روزه طعام هست ، چون هيچ نمانذ رزّاق حاضرست ؛ تا حدّى كه درويشى گفت : مرا لقمهء هست كه شب افطار كنم ؛ ذخيرهام نمىبايذ ؛ همچنان حضرت رسول صلعم « 5 » تصرّف فرموذه على حده هر يكى را قوّت توكّل بخشيذه بوذ كه اصلا غم قوت نداشتند و علم در سلوك « 8 » ملوك حقيقت مىافراشتند ؛ همانا كه آن صحابى عزيز خجل گشته ، حضرت رسول فرموذ كه ترا دوماهه قوتى هست و هنوز شكايت مىكنى روا نباشذ و آن را حق تعالى نپسندذ ؛ فى الحال تصدّق نموذه توبه كرد و توكّل نموذ و بقوّت روحانى مؤيّد گشت
شعر ( رمل )
هين توكّل كن ملرزان پا و « 12 » دست * رزقِ تو بر « 11 » تو ز تو « 10 » عاشقترست « 22 » گر تو نشتابى بيايذ بر درت
ور تو بشتابى دهذ دردِسرت « 13 » « 23 » تو نهء ز آن نازنينانِ عزيز * كه ترا دارند بىجوز و مويز
« 24 » ياران استغفار كرده شكرها كردند و فارغ شذند « 15 »
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 ) يكماههZB: يك ماهنهK- -
( 5 ) صلعمZK: اللّهB- -
( 8 ) سلوكZK: + وB- -
( 12 )aوZK: وB- -
( 11 )bبرZK: ازB- -
( 10 ) ز توZB: به توB- -
( 13 )bدرد سرتZK: + زر را خاك و سنك بيرون كسيدند و بعالم آوردند تا خلايق منفعت كيرند ، همانا كه اين مدخلانB- -
( 15 ) شدندBK: + الحكايةZ( 22 ) هين . . . عاشقترست :NM، ج 5 ، ص 182 / 1851 ؛AM، ص 509 / 23
( 23 ) كر تو . . . درد سرت :NM، ج 5 ، ص 154 ( در نوط ) ؛AM، ص 495 / 25
( 24 ) تونهء . . . مويز :NM، ج 5 ، ص 182 / 2845 ؛AM، ص 509 / 20