شعر ( رمل )
معنى قرآن ز قرآن پرس و بس * و ز كسى كآتش ز دست اندر هوس
« 2 » همگان سر نهاذند و مستغفر گشته مريد شذند
( 3 / 512 ) همچنان روزى خدمت « 4 » چلبى شمس الدين ولد مدرّس از يكى شكايت كرد كه فلان دانشمند به من گفت كه پوستت بكنم ؛ حضرت مولانا فرموذ كه زهى مرد كه اوست و ما شب و روز در حسرت آنيم كه پوست را بكنيم و از زحمت پوست برهيم تا به رحمت دوست برسيم ؛ زنهار تا بيايذ و از پوستمان خلاص دهذ ؛ چون اين خبر به گوش دانشمند رسيذ ، غلطان غلطان به حضرت مولانا بيامذ و بعشق تمام مريد شذ و فرجى پوشيذه در « 10 » باطن خوذ فرجى و مخرجى بيافت و از سلك اوليا گشت
( 3 / 513 ) همچنان « 12 » مگر حضرت مولانا در سماع بوذ ، و يكى « 13 » از ناگاه نعرهء بزذ و جامها را دريذن گرفت ؛ فرموذ كه اگر او را بذينسو آرى هم جامهات بدرّذ و هم جان خوذ را هلاك كنى ؛ سعى كن تا بذآنسو روى ، تا ابد سلامت مانى ؛ چون آن درويش به گوشهء خوذ رسيذ همان ساعت جان تسليم كرده به آخرت پيوست
( 3 / 514 ) همچنان خدمت عزيزى از ياران بزرگ روايت كرد كه روزى حضرت مولانا « 18 » دوات و قلمى خواسته برخاست و بر در باغچهء مدرسه اين ابيات را بنبشتن « 19 » فرموذ :
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 512 - 514 )Z149 آB139 بK320 - 32105 , II , H ; 975 , I , T
( 4 ) خدمتZB: -B- -
( 10 ) درZ: و درBK- -
( 12 ) همچنانBK: الحكايةZ- -
( 13 ) يكىZ: + ناكاهBK- -
( 18 ) مولاناZB: + تاK- -
( 19 ) بنبشتنZK: نبشتنB( 2 ) معنى . . . هوس :NM، ج 5 ، ص 200 / 3128 ؛AM، ص 517 / 15