تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
خجلت توبه كرده « 1 » از حضرت غفّار طلب مغفرت كرده چند بار كلمهء غفرانك غفرانك بر زبان براند ؛ همچنان تا قيامت بر فرزندان مؤمن او سنّت شذ كه « 3 » بعد از حصول خلا و فراغت در طلب مغفرت بلفظ مبالغه غفرانك گويند و مستغفر شوند تا مغفور و مرحوم شوند ؛ فى الحال بيچاره فقيه از تيه ضلالت و انكار خلاص يافته صاحب اخلاص شذ ( 3 / 485 ) همچنان شيخ محمود صاحب قران چنان خبر داذ كه بعد از آن كه صاحب فخر الدين نقل كرده بوذ ، از اكابر اصحاب يكى او را در خواب ديذ كه به‌غايت خرّم و شاذان بوذ ، سؤال كرد « 8 » كه ترا ابو الخيرات مىخواندند ، حق تعالى در آن عالم با تو چه معاملت كرد ؟ گفت : از چندان خيرات كه كرده بوذم هيچ يكى مرا چنان دستگير نشذ كه « 11 » درختى كه از مملكت من به عمارت تربهء مولانا برده بوذند و در آنجا صرف كرده حق تعالى مرا به آن قدر خير بخشيذ و مرحمت فرموذ و همچنان « 13 » بعد از وفات مولانا اصحاب را تعظيم عظيم مىكرد « 14 » و حضرت سلطان ولد را بندگيها مىنموذ و دايما خدمت چلبى حسام الدين را بانواع دلداريها مىكرد و محمود شذن عاقبتش آن بوذ شعر « 16 » ( هزج )
هر « 17 » لطف كه بنْمائى در سايهء آن آئى * بسيار بياسائىها ده « 18 » چه به درويشان يك دانه اگر كارى صذ سنبله بردارى * پس كوش چه مىخارى ها ده چه به درويشان
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 485 )Z143 آB134 آK30523 , II , H ; 455 , I , T
( 1 ) توبه كردهZK:B- - ( 3 ) كهBK: -Z- - ( 8 ) كردZK: -B- - ( 11 ) كهK: -ZB- - ( 13 ) همچنانBK: -Z- - ( 14 ) مىكردZK: -B- - ( 16 ) شعرZK: -B- - ( 17 )aهرBK: آنZ- - ( 18 ) دهZBچهK
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 502 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي