( 3 / 480 ) همچنان كرام اصحاب رحمهم اللّه روايت كردند كه روزى ، « 1 » روز جمعه بوذ كه حضرت مولانا فرموذ كه به مسجد قلعه بايذ رفتن ؛ ياران بجمعهم استعداد كرده به مسجد رفتند ؛ همانا كه مولانا بكنجى رفته به نماز تكبير بست و در قيام بماند ، تا حدّى كه ختم قرآن كرده خطيب از خطبه فارغ شذ و جماعت نماز گزارده سلطان و امرا و علما و فقرا بيرون آمذند و حضرت مولانا هنوز ايستاذه بوذ ، همانا كه اصحاب نيز بأدب « 6 » تمام بيرون رفتند ؛ چه كسى را مجال آن نبوذى كه در حدّ صحبت او بپايندى و موافقت توانستى كردن از هيبت و عظمت آن حضور ؛ عليها تا جمعهء ديگر از مسجد بيرون نيامذ ؛ چون آذينهء دوم سلطان و اركان دولت و علما و شيوخ امّت جمع آمذند ، ديذند كه حضرت مولانا بخشوع تمام و خضوع عظيم به ركوع خميذه بوذ ؛ همانا كه خدمت شيخ المشايخ صدر الملة و الدين « 11 » خدمت قاضى سراج الدين را به كنار گرفته چندانى گريستند و بر آن حالت « 13 » نگريستند كه در گفت آيذ ؟ بر سر زبان خدمت « 14 » قاضى سراج الدين گفته باشذ كه اگر عبادت و نماز و نياز آنست كه حضرت اين مرد مىكنذ پس ما بريش خوذ مىخنديم و نمىدانيم كه در چيستيم ؛ همچنان گريان « 16 » بيرون رفتند و روز دوشنبه حضرت مولانا از آن استغراق با خوذ آمذه بسوى حمّام روانه شذ و از آنجا به مدرسه آمذه سه شبانروزى در سماع بوذ
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 480 )Z144B133 آ بK19522 , II , H ; 045 , I , T
( 1 ) روزىK: -ZB- -
( 6 ) بادبZB: با ادبK- -
( 11 ) و الدينZB:
+ صدر الدينK- -
( 13 ) حالتBK: -Z- -
( 14 ) خدمتBK: -Z- -
( 16 ) كربانhZBK: -Z