چنين شيوه و طريقت در هيچ عهدى هيچ ولى و نبى را نبوذه است مگر كه در زمان سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و سلّم خواتين عرب بر او آمذندى و اسرار احكام شرعى پرسيذه مستفيد گشتندى و آن برو « 3 » حلال بوذ و از خصايص حضرتش بوذ و همچنان شوهران اين خواتين در خدمت نايب بيرون سرا جمع آمذه صحبت داشتندى و محافظت كردندى تا مردم اغيار برين اسرار مطّلع نشوندى
( 3 / 469 ) همچنان خدمت مولانا صلاح الدين رحمه اللّه حكايت كرد كه روزى حضرت مولانا عظّم اللّه ذكره روايت فرموذ كه در شهرى استسقا كرده بوذند و روزهها داشته قربانها مىكردند و نمازها مىگزاردند و از حضرت حق تعالى استغاثت و استعانت مىطلبيذند تا هفت روز تمام درين بوذند ، اصلا بارانى نيامذ و قطرهء از بالا نچكيذ ؛ خلايق بكلّى بيچاره و مضطرّ گشته « 12 » اتّفاق كردند كه فردا روز چون « 11 » دروازهء شهر باز شوذ بر در هر غريبى را « 13 » كه بيابيم او را به شفاعت به حضرت حق ببريم تا دعا كنذ كه دعاى مرد غريب قريب اجابتست و فرموذهء حضرت « 14 » رسولست ؛ همانا كه از دروازهء شهر بيرون آمذند ، درويشى غريب كئيب را يافتند كه از بسطام رسيذه بوذ ؛ گفتند : اى درويش ! تو درين شهر غريبى و در حقّ « 17 » ما بىغرضى و بموسى عم « 18 » امر آمذه است كه مرا به دهانى خوان كه بذآن دهان گناه نكردهء و آن دهان در حقّ ما
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 469 )Z140 آB131 بK28951 , II , H ; 235 , I , T
( 3 ) بروZK: برB- -
( 12 ) كشتهZ: كشتندBK- -
( 11 ) چونZB: -K- -
( 13 ) هر غريبى راZB: غريبىK- -
( 14 ) حضرتZK: -B- -
( 17 ) و در حق . . . دهانhZBK: -Z- -
( 18 ) عم : عليعمZBK