فرموذ كه اظهار آثار محبّت كردن از واجباتست و خدمت علم الدين قيصر دو هزار عدد سلطانى به من شكرانه داذه پيراهن را قبول كرد و به خدمت گرجى خاتون ارمغان برده « 3 » دو هزار دينارش بخشيذ
( 3 / 468 ) همچنان از كمّل اصحاب منقولست كه هر شب آذينه مجموع خواتين اكابر قونيه پيش خاتون امين الدين ميكائيل كه نايب خاصّ سلطان بوذ جمع مىآمذند و لابها مىكردند كه البتّه حضرت خذاوندگار دعوت كنذ ؛ چه حضرتش را بذآن خاتون آخرت از حدّ بيرون التفات و عنايتها بوذ و او را شيخ خواتين مىگفت و چون « 8 » آن جماعت جمع شذندى و بحضور تمام منتظر گشتندى بىآنك اعلام كردندى بعد از نماز عشا حضرت مولانا همچنان بىزحمت تنها تنها « 10 » پيش « 9 » ايشان رفتى و در ميانهء ايشان نشسته همشان گرد آن « 11 » قطب حلقه گشتندى و بر او گشتندى و چندانى گلبرگها برو ريختندى كه بتبرّك از آن گلبرگها ساختندى و حضرتش در ميان گل و گلاب غرق عرق گشته تا نصف الليل بمعانى و اسرار و نصايح مشغول شذى ؛ آخرالامر كنيزكان گوينده و دفّافان نادر و ناى زنان از زنان سرآغاز كردندى و حضرت مولانا بسماع شروع فرموذى و آن جماعت بحالى شذندى كه سر از پا و كلاه از سر ندانستندى و تمامت جواهر و زرّينهآلتى كه « 17 » داشتندى در كفش آن سلطان كشف ريختندى تا مگر چيزكى قبول كنذ و إمّا التفاتى نمايذ اصلا نظر نمىفرموذ و نماز صبح را با ايشان گزارده روانه مىشذ و اين
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 468 )Z139 بB131 آK28841 , II , H ; 135 , I , T
( 3 ) بردهBK: + وZ- -
( 8 ) و چونBK: چونZ- -
( 10 ) تنها تنهاBK: تنهاZ- -
( 9 ) پيشZK: باس ( ! )B- -
( 11 ) آنZK: اوB- -
( 17 ) كهZK: -B