شكرانها و نثارها فرستاذند كه در شمار آيذ « 1 » و همه را خذاوندگار به گويندگان و ياران مختار ايثار كرد « 2 » و باقى را والدهاش نگاه داشت
( 3 / 466 ) همچنان خدمت ملك الادبا ، معدن العلوم و « 3 » المقيم فى منزل المعلوم مولانا صلاح الدين الملطى رحمه اللّه چنان روايت كرد كه روزى علم الدين قيصر رحمه اللّه سماع عظيم كرده بوذ و تمامت امرا و كبرا « 5 » و علما و فقرا حاضر بوذند ؛ حضرت مولانا شورى عظيم كرده هرچه پوشيذه بوذ « 7 » به قوّالان بخشيذ و همچنان عريان رقص مىكرد ؛ در حال علم الدين قيصر چوقاى سرخ سقرلاط بىنظير با پوستينى وشق و گوىكرههاى زرّين و دستار پشمينهء مصرى آورده به حضرت مولانا پوشانيذ ؛ « 9 » همانا كه چون از سماع بيرون آمذيم و از سر « 10 » محلّهء كه عبور مىكردند از در شراب خانهء آواز رباب بسمع مباركش رسيذ ؛ قدرى توقّف فرموذه بچرخ درآمذ و ذوقها مىكرد تا نزديك صباح در نعره و صياح بوذ و همهء رنود بيرون دويذه بهپاى مولانا افتاذند و هر آنچ پوشيذه بوذ همه را بذآن رندان ايثار كرد و گويند مجموع ايشان ارمنيان بوذند ؛ چون به مدرسهء مبارك تشريف داذ روز دوم آن رنود جمع گشته بيامذند و بصدق تمام مسلمان گشتند « 16 » و مريد شذند و سماعها داذند
( 3 / 467 ) همچنان خدمت صلاح الدين فرموذ كه شبى در حجرهء خوذ به مطالعهء كتاب مثنوى معنوى مشغول بوذم ، از ناگاه حضرت مولانا درآمذ و پيراهن مبارك بيرون كرده با فتوّت به من بخشيذ ؛
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 466 - 467 )Z139 بB131 آK28841 , II , H ; 035 , I , T
( 1 ) آيذZK: -B- -
( 2 ) كردZB: كردهK- -
( 3 ) وBK: -Z- -
( 5 ) و كبراZK:
كبارB- -
( 7 ) بوذZK: -B- -
( 9 ) پوشانيدZK: پوشانيذهB- -
( 10 ) سرZK: -B- -
( 16 ) كشتند : كشتهZB