( 3 / 388 ) همچنان منقولست كه روزى شمس الدين ولد مدرّس در حجرهء خوذ خفته بوذ « 2 » و از سر غشيان و نسيان مثنوى را پس پشت خوذ نهاذه ؛ از ناگاه حضرت مولانا درآمذه آن كتاب را چنان ديذ ؛ فرموذ كه يعنى اين سخن ما براى آن آمذ كه پس پشت افتذ ؛ و اللّه و اللّه ازآنجاكه آفتاب سر مىزنذ تا آنجا كه فرومىروذ اين معنى خواهذ گرفتن و در اقليمها خواهذ رفتن و هيچ محفلى و مجمعى نباشذ كه اين كلام خوانده نشوذ ؛ تا به حدّى كه « 7 » در معبدها و مصطبها خوانده شوذ و جميع ملل از آن سخن حلل پوشند و بهرهمند شوند
( 3 / 389 ) همچنان مگر حضرت سلطان ولد روزى فرموذه باشذ كه سخنان شما را بايزيدى بايذ فهم كنذ ؛ فرموذ كه نى نى بهاء الدين ياران ما به آن راضى نشوند
( 3 / 390 ) حضرت ولد روزى پرسيذه است كه بعضى مردم گاهگاه بياران اعتقاد مىنمايند و باز فاتر و ديگرگون مىشوند ؛ فرموذ كه مثال آن جماعت چنانست كه اوقات ديوانگان سخنان عاقلانه مىگويند و اغلب باز بهذيان و ترّهات « 15 » مشغول مىشوند ؛ امّا دولت راست آنكس راست كه بههيچوجه قدم از جادّهء اعتقاد و اخلاص بيرون ننهذ و در صراط « 17 » مستقيم باشذ كه
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا *
( 41 / 30 ؛ 46 / 14 ) كه مقام استقامت مقام صدّيقست
( 3 / 388 - 390 )
Z
123 ب - 124 آ
B
116 ب
K
248 - 249
24 - 143 , I , H ; 07 - 964 , I , T
هامش
( 2 ) بوذK: -ZB- -
( 7 ) كهBK: -Z- -
( 15 ) و ترهاتB: -ZK- -
( 17 ) صراطZ: + خودB