تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
انتباهى باشذ و غافلان از خواب غفلت بيذار شوند و استعداد روز عيد كنند از هر چيزى و اين معنى را از دمدمهء صور قيامت و طبل روز عرصات برگرفته‌اند كه روز قيامت بعضى را عيد و قومى را وعيد است تا از آن زمزمهء صور و نقرهء ناقور اعتبار گيرند و از حشر اجساد و معاد خوذ با خبر شوند شعر ( رمل )
نالهء سُرنا و تهديدِ دُهُل * چيزكى مانذ بذآن ناقورِ كُل
« 5 » همگان تحسينها داذند و سرها نهاذند « 7 » ( 3 / 383 ) همچنان منقول است كه شخصى را مگر زنش بسه طلاق سوگند داذ كه هرچه بگويم آن كنى و اگر نكنى من مطلّقه باشم ؛ شوهرش راضى شذ ؛ « 11 » گفت : بايذ كه يكمن گوشت خوك بخورى ؛ آن مسلمان درين حال سرگردان شذ و از هيچ عالمى مشكل او حل نشذ ؛ برخاست و به حضرت مولانا آمذ و زاريها نموذه ازين حال اخبار كرد ؛ فرموذ كه از محكمهء قاضى يك من « 14 » نان بستان و بخور تا طلاق واقع نشوذ ( 3 / 384 ) همچنان مگر گرجى خاتون از خدمت معين الدين پروانه رنجيذه بوذ ؛ تمامت اكابر و نوّاب ديوان شفاعت كردند تا گناه پروانه را عفو كرده مصالحه كنند ؛ راضى نشذ ؛ گفت : به شرطى صلح مىكنم كه پروانه بسه طلاق سوگند بخورذ كه هرچه از او التماس كنم بدهذ ؛ پروانه راضى شذ و التزام نموذ ؛ گفت : مىخواهم كه مرا طلاق دهذ ؛ . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 383 - 384 )Z123 آB115 بK246933 , I , H ; 764 , I , T
( 7 ) و سرها نهادندK: سر نهادندZ-B- - ( 11 ) راضى شدZKB: + بعد از آن زنhZ- - ( 14 ) يك منZK: منىB( 5 ) نالهء . . . كل :NM، ج 4 ، ص 321 / 723 ؛AM، ص 343 / 17
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 432 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي