تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
شعر « 1 » ( متقارب )
بيائيذ بيائيذ كمر بازگشائيذ
آنگاه فرموذ كه جماعتى از سفر دور مىرسند « 3 » و از ما حلوائى گرم مىخواهند ؛ مگر در ضمير آن مسافران عزيز خيال حلوا سر زذه بوذ ؛ از ناگاه جماعت فضلاء از بلاد تركستان و بخارا به شهر قونيه رسيذند و حضرت مولانا را طلب داشته ، خبر داذند كه در باغ چلبى « 6 » حسام الدين است ؛ همچنان با گرد راه گرد شاه گشته در حال رسيذند ؛ چون بشرف مثول مولانا مشرّف گشتند و بتشريف سعادت مستسعد شذند ، همان‌دم خدمت ملكة الخواتين فخر النساء فى العالم « 9 » رضى اللّه عنها سينى پرحلواى خانگى در پيش مسافران نهاذ ؛ حضرت مولانا اشارت فرموذ :
فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً
( 16 / 114 ) چه اگر « 12 » مايدهء عيسى را درخواست مىكرديد « 13 » درين منزل منزل « 14 » مىشذ تا حلوا را چه رسذ ؟ اللّه اللّه از حضرت مردان خذا طلب حلوا مكنيذ ، بل طلب آن كنيذ كه مشكل شما حل وا شوذ و قوت جانى غذاى شما گردذ ؛ هر چهار يار بنده و مريد شذند ( 3 / 382 ) همچنان جماعت شيوخ از حضرت مولانا سؤال كردند كه در روز عيد طبل و نقّاره چرا مىزنند و سرّ آن چيست ؟ فرموذ كه دهل و سرنا را « 18 » جهت گوش گران زنند تا از آن حال ايشان را . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 382 )Z123 بB115 آK246833 , I , H ; 664 , I , T
( 1 ) كهKشعرKB: -Z- - ( 3 ) مىرسندZBمىرسذK- - ( 6 ) چلبىK: -Z- - ( 9 ) فى العالمBK: فى العالمينZ- - ( 12 ) چه اكرZK: اكرچهB- - ( 13 ) مىكرديدKB: مىكردندZ- - ( 14 ) منزلKB: حاضرhZ - Z- - ( 18 ) سرنا راKB: سرناZ
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 431 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي