تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
( 3 / 374 )

الحكاية

: « 1 » همچنان ياران مكرم مكرّم ، مقرّبان حرم خرّم عظّم اللّه ذكرهم چنان روايت كردند كه ملكهء زمان ، بانوى جهان ، خاتون سلطان ، گرجى خاتون رحمها اللّه كه از جملهء محبّان خالص و مريدهء خاصّ خاندان بوذ و دايم در آتش شوق مولانا مىسوخت ؛ اتّفاقا خواست كه به قيصريه روذ و سلطان را ازو ناگزير بوذ ، از آنك گزين و صاحب راى رزين بوذ و تحمّل بار نار فراق آن حضرت نداشت ؛ مگر در آن عهد نقّاشى بوذ كه در صورتگرى و تصوير مصوّرات ماني ثانى بوذ و در فنّ خوذ مانى را در نقش ما فرومانى مىگفت و او را عين الدولهء رومى گفتندى ؛ او را تشريفها داذه اشارت كرد كه « 10 » تا صورت مولانا را در طبقى كاغذ « 11 » رسمى بزنذ و چنانك مىبايذ در غايت خوبى بنگارذ و گزار كنذ مونس اسفار او باشذ ؛ پس عين الدوله با امينى چند به حضرت مولانا آمذ « 12 » تا ازين حكايت اعلام دهند « 13 » ؛ همچنان سر نهاذ و « 14 » از دور بايستاذ ، پيش از آنك سخن گويذ فرموذ كه مصلحت است اگر توانى ؛ همانا كه طبقى چند كاغذ مخزنى آورده عين الدوله قلم بر دست « 15 » گرفته توجّه نموذ و حضرت مولانا بر سر پا ايستاذه بوذ ؛ نقّاش نظرى بكرد و بتصوير صورت مشغول شذ و در طبقى به‌غايت صورتى لطيف نقش كرد ؛ دوم بار چون « 18 » نظر كرد ديذ كه آنچ اوّل ديذه بوذ آن نبوذ ؛ در طبقى ديگر رسمى ديگر زذ ؛ چون صورت را تمام كرد
هامش
( 3 / 374 )Z121 آB114 آK240333 , I , H ; 854 , I , T
( 1 ) الحكايةKB: منقولست كهZ- - ( 10 ) كهZK: -B- - ( 11 ) كاغذKB: كاغذىZ- - ( 12 ) آمذKZ؛ آمدهB- - ( 13 ) دهندZB: دهدK- - ( 14 ) نهاذ وZK: نهادهB- - ( 15 ) بر دستKB: بدستZ- - ( 18 ) چونZ: -BبزذZK: زدB