( 3 / 362 ) همچنان ياران كرام روايت كردند كه روزى حضرت سلطان ولد به حضرت والد خوذ حكايت مىكرد كه اين صوفيان با همديگر چه خوش مىسازند و صحبت مىكنند و با يكديگر قيل و قالى ندارند ، امّا ياران ما با همديگر در جنگند بىموجبى و سببى و با يكديگر نمىسازند ؛ فرموذ كه آرى ، بهاء الدين ، اگر هزار پر « 5 » ماكيان در خانهء باشنذ ، با همديگر مىسازند ؛ امّا دو خروس در يك محل نمىسازند ؛ اكنون ياران ما بمثابت خروسند از آن با خروشند
( 3 / 363 ) همچنان شيخ محمود صاحب قران روايت كرد كه روزى شخصى به حضرت مولانا شكايت مىكرد « 9 » كه ياران با همديگر « 10 » دايم در جنگند ؛ فرموذ كه براذر با براذر اگرچه جنگ مىكنذ ، امّا پذر با هر دو صفاست ؛ مگر روزى « 11 » ياران اتّفاق صوفيان را در حضرت مولانا تقرير مىكردند كه با همديگر چه خوش برمىآيند ؛ فرموذ كه نى نى چه عظيم فرومىروند ؛ علامت برآمذن آدمى آنست كه با مردان خذا و اولياى و الا « 14 » صحبت كنند و الّا برآمذن اهل دنيا عين فرو رفتن است ؛ چنانك كرمى در سرگين و چمين اگرچه بالا مىجوشذ ، هم باز فرومىروذ ؛ بعد از آن فرموذ كه شيخ همچون « 16 » آفتابيست ؛ دست به دامن آفتاب زنيذ و خوذ را بوى تسليم كنيذ ، اگر برآيذ بهم برآئيذ و اگر افول كنذ بهم غروب كنيذ تا تسليم كلّى و انقياد پير و مطاوعت وى ثابت شوذ
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 362 - 363 )Z118 بB111 ب - 112 آK264623 , I , H ; 944 , I , T
( 5 ) پرZB: سرK- -
( 9 ) مىكردZK: كردB- -
( 10 ) با همديكرKZ: همديكرB- -
( 11 ) مكر روزىK: همچنانZ- -
( 14 ) و الاZK: -B- -
( 16 ) همچونZ: محمودK