( 3 / 360 ) همچنان « 1 » فرموذ كه در آخر وقت خواجه حكيم سنائى رحمة « 2 » اللّه عليه زير زبان چيزى مىمنگيذ ؛ محبّان گوش فا پيش دهانش بردند ، اين بيت را مىگفت
شعر ( رمل )
بازگشتم ز آنچ گفتم زانك نيست * در سخن معنى و در معنى سخن
( 3 / 361 ) همچنان از اصحاب كرام منقولست : مگر كه « 6 » معين الدين پروانه مىخواست كه ولد تاج وزير را در قونيه قاضى كنذ و او مردى بوذ پرفضايل علم ادب ؛ امّا بىادب و معجب و از عالم اوليا دور ؛ گفت : بسه شرط منصب قضا را قبول مىكنم : شرط اوّل آنك رباب را از ميان خلق برگيرى ؛ دوم آنك « 10 » محضران كهن « 11 » را كه جلّادان محكمهاند برانى ؛ سوم آنك محضران نورا جامگى دهى تا از مردم چيزى نبرند ، پروانه جواب داذ كه هر دو شرط را ملتزم مىشوم و توانم مىكردن ، « 13 » امّا رباب را نتوانم برداشتن كه وضع پاذشاهى بس بزرگست ، از آن سبب « 14 » به قضا رضا نداذ ؛ چون اين حكايت بسمع مولانا رسيذ فرموذ كه زهى رباب مبارك ! و للّه الحمد كه رباب دستگير او شذ و او را از چنگ قضاء قضا رهانيذ ؛ عاقبتالامر تمامت اولاد او مريد خاندان شذند
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 360 - 361 )Z118 آB111 بK233523 , I , H ; 744 , I , T
( 1 ) همچنانKB: -Z- -
( 2 ) رحمة . . . عليهZK: -B- -
( 6 ) كهZK: -B- -
( 10 ) آنكB: -ZK- -
( 11 ) كهنZK: -B- -
( 13 ) مىكردنZK: كردنB- -
( 14 ) سببZB: -K