تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
چگونه كس « 1 » است ؟ فرموذ كه نيكومردست ، گرد حوض مىگردذ ، موقوف يك لكذست ؛ اميذست كه نوميذ نشوذ ، بلك نواميذ گردذ ( 3 / 353 ) همچنان خدمت چلبى شمس الدين ولد مدرّس رحمه اللّه روايت كرد كه چون ياران عاشق مريد مولانا مىشذند دعا مىكرد و مىفرموذ كه خذاوند تعالى شما را از شرّ گركان كهن نگاه داراذ ؛ ياران سؤال كردند كه ايشان چگونه قومند ؟ فرموذ كه قاطعان طريق حق و اهل هوا و بدع و منكران جاهل ( 3 / 354 ) همچنان منقولست كه چون حضرت مولانا در سماع مست مىشذ قوّالان را مىگرفت و همچنان چرخ‌زنان و پاىكوبان صلوات مىداذ كه « 10 » اللّهمّ صلّ على محمّد و على آل محمّد ، باز شروع مىكرد ( 3 / 355 ) همچنان مگر روزى « 11 » آينه‌دارى محاسن مباركش را « 12 » مىساخت ؛ گفت : خذاوندگار چه مىفرمايذ ؟ چگونه مىسازم ؟ فرموذ : آن قدر كه فرقى باشذ ميان مرد و زن ؛ روز ديگر فرموذ كه من بر قلندران رشك مىبرم كه هيچ ريش ندارند و حديثى فرموذ كه من سعادة المرء خفّة لحيته ، لأنّ اللحية حلية المرء و فى كثرتها اعجاب المرء بنفسه و هو من المهلكات و فرموذ كه بسيارى ريش صوفيان را خوشست ، امّا تا « 19 » صوفى ريش را شانه كردن عارف به خذا مىرسذ . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 353 - 355 )Z117 بB111 آK232323 , I , H ; 54 - 444 , I , T
( 1 ) كسKB: -Z- - ( 10 ) كهZB: -K- - ( 11 ) مباركش راZB: مباركشK- - ( 12 ) مكر روزىZK: يكى روزB- - ( 19 ) تاZK: -B