به بازيچهء مشغول شذه است و بذآن قانع گشته و به حال خويش خرسند آمذه ؛ او را بخواند و بياگاهانيذ و از آن حالت بازآورد و از آن ايست بازايستاذ ؛ تا معلوم شوذ كه مقامات كاملان مكمّل تا كجاست
شعر ( رمل )
تا كجا « 4 » آنجا كه جا را راه نيست * جز سنا برقِ مهِ اللّه نيست « 5 » اى براذر بىنهايت درگهيست
بر هر آنچ مىرسى باللّه مهايست
و قال قدّس اللّه سرّه : عقوبة الانبياء حبس الوحى و عقوبة الاولياء اظهار الكرامات و عقوبة المؤمنين التقصير فى الطاعة
( 3 / 295 ) همچنان « 10 » ملك الادباء خدمت « 11 » مولانا صلاح الدين ملطى روايت كرد كه در شهر عراقليه در خانهء نور الدين وفادار با جماعت قبّهء بزرگ و شيوخ كرام همدم بوذم ؛ همانا كه شيخ مؤيد الدين جندى با چندى صوفيان كه جندى بوذند از قونيه رسيذ ؛ استقبال او كرده بهغايت مكرّم و معزّز داشتند ، بعد از سلام و طعام و انواع كلام از شيخ مؤيّد الدين « 14 » سؤال كردم كه « 15 » خدمت شيخ صدر الدين
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 295 )Z102 بB97 آK200381 , I , H ; 693 , I , T
( 5 ) نيستBZ: + شعرK- -
( 10 ) همچنانZB: + خدمتK- -
( 11 ) خدمتZB: -K- -
( 15 ) كهZK: -B( 4 ) تا كجا . . . اللّه نيست :NM؛ ج 6 ، ص 395 / 2145 ؛AM، ص 603 / 20
( 14 ) مؤيد الدين جندى : مؤيد بن محمود بن صاعد الصوفى الحاتمى الجندى است ؛ از شاكردان صدر الدين قونوى بود و در 690 ه / 1291 م فوت شد ( ر . ك . به- eorB nnamleK , LAG، ج ، 1 ، ص 451 ( 588 ) ،. lppuS، 1 ، ص 810 )