گويند خليفهء بغداذ از استماع اين خبر جانگداز ناخوش عظيم منغّص شذ و حال بر وى بگشت و اثر زوال دولت و انتقال مملكت را در خوذ مشاهده مىكرد
( 1 / 14 ) منقولست كه سوم « 4 » روز حضرت بهاء ولد از راه كوفه بسوى كعبه عزيمت نموذ و چون از زيارت كعبهء معظّم مراجعت فرموذه بدمشق رسيذ زمان ملك اشرف بوذ ؛ اهل شام رغبت عظيم كرده مىخواستند كه آن جايگاه مقيم شوذ ، راضى نشذ كه اشارت الهى چنانست كه يورتگاه ما اقليم روم باشذ و خاك ما در زمين دار الملك قونيه است و چون به شهر ملاطيه بيرون آمذند در سنهء « 8 » أربع عشرة « 9 » و ستمائة چنگز خان وفات يافته فرزندش اوكتاى خان را قايممقام « 10 » پذر كرده بوذند و سلطان علاء الدين روم به نوى بر تخت سلطنت روم نشسته بوذ ؛ در شهر سيواس در سنهء « 11 » ستّ عشرة « 12 » و ستمائة خبر داذند كه جلال الدين خوارزمشاه
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 14 )Z7 بB7 بK1961 , I , H ; 91 , I , T
( 4 ) سوم . . . ولدZK: حضرت بهاء ولد روز سومB- -
( 9 ) عشرةZ:
عشرBK- -
( 10 ) قايمZK: -B- -
( 12 ) ست عشرةZ: ستة عشرKست عشرB( 8 ) در سنهء . . . كرده بوذند : اينجا يك غلط تاريخى هست ، زيرا كه وفات چنكز در سنهء 624 هجرى است نه در سنهء 614 و قايممقام شدن اوكتاى خان در سال 626 است ( ر . ك . بهruabmaZ eigola ? en ? eGص 148 ؛ خليل ادهم ، دول اسلاميه ، ص 340 و 348 )
( 11 ) - ص 23 / 1 در سنهء ست . . . به محاصرت گرفته است : اينجا مؤلف نيز اشتباه كرده ، از ان جهت كه جلال الدين خوارزمشاه به نزديك اخلاط در سال 622 آمده و در سال 626 شهر مذكور را به محاصرت گرفته است ( ر . ك . بهAI، ج 3 ، ص 49 )