از دست مغل گريزان گشته شهر اخلاط را به محاصرت گرفته است و براى خوذ تختگاهى مىطلبذ و البتّه روم را به چشم كرده است و شغف عظيم مىنمايذ
همانا كه سلطان علاء الدين كيقباذ با ملك اشرف شام بالاى ارزنجان در ياسّىچومان يعنى « 5 » چمن لشكر خوارزميان را شكستند و خوارزمشاه بجانب خرتپرت « 6 » گريزان گشته در دست گردان « 7 » كردان كشته « 8 » شذ
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
( 6 / 45 )
شعر ( رمل )
كشته شذ ظالم جهانى زنده شذ * هر يكى از نوخذا را بنده شذ
درفتاذ « 15 » اندر چهى كو كنده بوذ * زانك ظلمش بر سرش آينده بوذ
و اين واقعه « 11 » در عشرين و ستمائة بوذه
( 1 / 15 )
الحكاية
: منقولست كه چون بهاء ولد در بغداذ در مدرسهء مستنصريه نزول كرده بوذ و هر نيمشبى كه طلب آب مىكرد حضرت فرزندش مولانا جلال « 12 » الدين محمّد از جامه خواب برمىخاست و بطلب آب مىرفت
هامش
( 1 / 15 )Z8 آB8 آK1971 , I , H ; 02 , I , T
( 5 ) يعنىZK: -B- -
( 6 ) خرتپرتZB: خربيرتKخربتhK- -
( 7 ) كردانZK؛ -B- - كردانZK: + گرفتارB- -
( 12 ) جلالZK: + المله و الحق وB( 8 ) كشته . . . بنده شذ :NMج 3 ص ، 142 / 2503 ؛AMص 258 / 1
( 15 ) درفتاذ . . . آينده بوذNMج 1 ، ص 81 / 1308 ؛AMص 35 / 18
( 11 ) و اين واقعه . . . بوده : پادشاه شدن ملك اشرف ايوبى در سال 626 است و جنك ياسىچمن در تاريخ 28 رمضان 627 وقوع يافته ؛ بنابراين تاريخ جنك ياسىچمن كه افلاكى داده است درست نيست ( ر . ك ،ruabmaZ eigola ? en ? eGص 140 ؛ دول اسلاميه ص 92 ؛AIجلد 3 ، ص 52 )