تمامت بكشند و كين دين محمّدى را از جان تو بكشند ؛ حاضر وقت باش و پردهء « 1 » غفلت را از ديذهء دل برگير و گوش هوش بگشا « 2 » و به انابت و ايابت « 8 » و استغفار مشغول شو ؛ همانا كه خليفه فرياذ « 3 » مىكرد و زارزار مىگريست و آن روز بر هفت جنازه از « 4 » اهل مجلس نماز كردند و چندانك خليفه اسباب و اسبان و نقود « 5 » فرستاذ ، بهاء ولد قبول نكرد و گفت لا تحلّ الصدقة لغنى و لا لذى مرّة سوى ؛ ما را « 6 » به قدر كفايت اسباب و اموال هست ؛ هيچ نمىبايذ ؛ چه « 7 » اگر عطاى او را قبول كنيم مانع قضاى حق شذه باشيم لا رادّ لقضائه و لا مانع لحكمه ،
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
( 14 / 27 ) و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ
( 5 / 2 ) و هنوز از بغداذ عزيمت نكرده بوذ كه به خليفه خبر رسيذ كه لشكر چنگيز خان قرب پانصذ هزار مغل شهر بلخ را به محاصرت گرفتهاند و چندين پاره شهرستان خراسان را خراب كرده و به غارت برده ، اسيران و بردهء بىحساب بردند
( 1 / 12 ) و گويند كه چون چنگز خان قصد شهر بلخ كرد ؛ بلخيان به محاربه و مقاتلهء « 14 » عظيم مقابلگى « 15 » كردند و چغطاى « 17 » نام فرزندى از آن تولى خان
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 12 )Z7 بB7 بK1851 , I , H ; 71 , I , T
( 1 ) و پردهءBK: پردهءZ( 2 ) - - بكشاZK: + باشايتB( 8 ) - - و ايابتZK: -B- -
( 3 ) فرياذZK: فريادهاB- -
( 4 ) ازZK: -B- -
( 5 ) نقودZK: + فراوانB- -
( 6 ) ماراZK: -B- -
( 7 ) چهKB: -Z- -
( 14 ) مقاتلهZK: مقابلهB( 15 ) - - مقابلكىZB: مقابلهK( 17 ) - ص 21 / 1 چغطاى . . . كشته شد : چغطاى برادر تولى خان است ، نه پسر او و درين جنك كشته نشده است ؛ بجاى او در سال 618 ه / 2 - 1221 م در محاصره باميان پسرش مواتوكان كشته شد ( ر . ك . بهruabmaZ،eigolaeneGص 250 ؛ رشيد الدين فضل اللّه ، جامع التواريخ ، ص 116 ؛ جهانگشا ، ج 1 ، ص 105 )