تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
( 3 / 115 ) همچنان منقولست كه حضرت سلطان ولد عظّم اللّه ذكره فرموذ كه روزى پذرم مرا پيش خوذ خواند و بر روى و سرم بوسه‌ها داذه « 3 » بىنهايت عنايتم فرموذ ؛ بعد از آن گفت كه بهاء الدين مىخواهى كه خذا را به تو « 4 » بنمايم ؛ گفتم كه رحمت عظيم باشذ ؛ فرموذ كه در ده روز تمام معيّن ببينى إلّا به شرطى كه بيست و چهار ساعت شب و روز را قسمت كنى و بيست و دو ساعت رصدى بامور اين جهانى مشغول شوى از خواب و خور و غيره و آن دو ساعت ديگر را به خدمت حق مشغول شوى بجدّ عظيم و حصول حضور ؛ همچنان بعد از چند روز بيست ساعت بمهمّات خوذ مباشر باشى و چهار ساعت باز « 9 » به خدمت حق مشتغل باشى ؛ همچنان تا غايتى كه بيست ساعت تمام به عبادت حق قيام نمائى و چهار ساعت بعالم اسباب و اصحاب و مصالح ايشان مشغول شوى و آن حالت را به جائى رسانى كه تمامت ساعت و اوقات تو به خدمت اللّه مصروف شوذ و تعلّقات عالم ملك بكلّى منقطع شوذ و هيچ نمانذ ؛ بعد از آن چندانك خواهى و توانى مىبين و با محبوب عشقبازيها مىكن « 14 » و ازو هرچه گوئى و جوئى ميسّر شوذت ؛ فرموذ كه به روان پذرم آن‌چنان كردم كه فرموذه بوذ و آن‌چنان شذم كه اشارت و ارشاد كرده بوذ ؛ چنانك حق تعالى به موسى كنيم خوذ خطاب كرد كه يا موسى كن لى كما اريد ، اكن لك كما تريد يعنى تو آن‌چنان شو مرا كه من مىخواهم ؛ تا من آن‌چنان شوم ترا « 19 » كه تو مىخواهى ؛ چنانك فرموذ . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 115 )Z60 آB56 آ981 , I , H ; 322 , I , T
( 3 ) دادهB: داذZ- - ( 4 ) به توZ: با توB- - ( 9 ) باز . . . نمائى وB: -Z- - ( 14 ) مىكنZ: مىكنىB- - ( 19 ) تراBكهZ