( 3 / 80 ) همچنان روزى خدمت معين الذين پروانه حضرت سلطان ولد را لابهها كرد كه البتّه مىخواهم تا حضرت مولانا در خلوت به من معرفت فرمايذ تا در حق بندهء خوذ عنايتى كرده باشذ مخصوص ؛ چون حضرت سلطان « 4 » ولد استدعاء پروانه را به حضرت پذرش « 3 » عرضه داشت ، فرموذ كه آن حمل را تحمّل نتوانذ « 5 » كردن ، تا سه بار الحاح كرده فرموذ كه بهاء الدين دلوى را كه چهل كس مىكشند آن را يك كس نتوانذ كشيذن ؛ سلطان ولد سرنهاذه « 7 » گفت : اين اگر نمىگفتم اينچنين معنى را از كجا مىشنيذم
( 3 / 81 ) همچنان روزى « 9 » ديگر هم پروانه حضرت ولد را شفيع گرفت كه تمامت اكابر قونيه بتذكير مولانا مشتاق شذهاند ، اگر مجلسى احسان كنذ « 11 » چه شوذ ؛ همانا كه تشنگان آب حيات را سيراب گردانيذه بر خلايق رحمتى عظيم كرده باشذ ؛ حضرت ولد اين حكايت را به حضرتش بازگفت « 13 » ؛ فرموذ كه بهاء الدين درخت ميوهدارى كه از پرى « 12 » ميوه شاخها تا زمين فروذ « 14 » آورده بوذ كفران نعمت باغبان كرده نتوانستند قطاف كردن و از آنجا ربوذن و خوردن و شكر نعمت حق را بجاى آوردن اكنون كه سر « 16 » شاخها تا سدرة المنتهى رسيذه است و خوذ را به بالا بركشيذه ، كجا توانند « 17 » تمتع و تنعّم كردن و به لذّت ميوهء « 18 » آن نعيم « 19 » رسيذن ؟
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 80 - 81 )Z49 آB45 آK107621 , I , H ; 671 , I , T
( 4 ) سلطانZK: -B- -
( 3 ) پذرشZ: پدرBK- -
( 5 ) نتوانذK: نتوانندZنتوانB- -
( 7 ) نهاذهZB: نهاد وK- -
( 9 ) روزىK: روزZB- -
( 11 ) كنذZB:
فرمايىK- -
( 13 ) كفتK: كفتهZB- -
( 12 ) پرىZK: پرB- -
( 14 ) تا زمين فرودK: تا فروZB- -
( 16 ) سرBK: -Z- -
( 17 ) توانندZK: تواندB- -
( 18 ) ميوهءBK: -Z- -
( 19 ) نعيمBK: نعمZ