( 3 / 77 )
الحكاية
: ولىّ پنهانى عارف صمدانى « 1 » سراج الدين مثنوىخوان طيّب اللّه ثراه كه از اكابر ياران بوذ و از حضرت چلبى حسام الدين عنايات و تربيتها يافته ، روايت كرد كه روزى حضرت مولانا در معنى اين آيت كه
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً
( 70 / 6 - 7 ) معرفت مىفرموذ ؛ گفت كه « 5 » حضرت حق تعالى را سرمهدانى « 4 » هست كه از آن هر كرا خواهذ سرمه چوبى در چشم ظاهر « 6 » و باطن او مىكشذ ، تا بر جميع مكنونات مكوّنات مطّلع گشته غيوب غيب الغيب برو كشف مىشوذ و عين اليقين مخفيّات كنوز الهى را كما هى مشاهده مىكنذ و اگر چنانك آن عنايت را در حق او نكنذ و از آن سرمه به چشم او نكشذ چه اگر تمامت مغيّبات در نظر حسّ او حاضر آيند هيچ يكى را نبينذ و ندانذ
شعر ( رمل )
بىعناياتِ حق و « 13 » خاصّانِ حق * گر مَلَك باشذ سياهستش ورق « 12 » بىعنايت كى « 14 » گشايذ چشم را
بىعنايت كى « 15 » نشانذ خشم را
بعد از آن فرموذ كه در نظر شيخ يا نور شو يا دور شو
شعر « 16 » ( رمل )
نور خواهى مُسْتَعِدِّ نور شو * دور خواهى خويش بين و دور شو
« 17 »
هامش
( 3 / 77 )Z48 بB44 بK105521 , I , H ; 471 , I , T
( 1 ) صمدانىZK: همدانىB- -
( 5 ) كهZB: -K- -
( 4 ) سرمهدانىZB: + كهK- -
( 6 ) ظاهرZباطنBK- -
( 13 )aوBKhZ: آنZ- -
( 14 )aكىBK: كهZ- -
( 15 )bكىBK:
كهZ- -
( 16 ) شعرZK: بيتB( 12 ) بىعنايات . . . ورق :NMج 1 ، ص 114 / 1879 ؛AMص 49 / 20
( 17 ) نور . . . دور شو :NMج 1 ، ص 221 / 3606 ؛AM93 / 28