تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( 3 / 78 ) همچنان خدمت مولانا سراج « 1 » الدين مثنوىخوان رحمة اللّه عليه « 2 » روايت كرد كه روزى بباع حضرت چلبى حسام الدين رفته بوذم ؛ دستارچهء پرگل احمر به خانه تبرّك آوردم ؛ مگر كه حضرت مولانا در خانهء چلبى بوذه است و مرا معلوم نبوذ ؛ بغتة درآمذم « 4 » و سر نهاذم ، مىبينم كه اصحاب عظام زير و بالا پر نشسته‌اند و حضرت مولانا در صحن خانه سير مىكنذ و از معارف و لطائف منظوم و منثور هرچه مىگويذ ياران مىنويسند و من از غايت دهشت و حيرت دستارچه را فراموش كردم و از دور در صفّ نعال فروكشيذم ؛ حضرت مولانا بجانب من نگران گشته فرموذ كه هركه از باغ بيايذ تبرّك گل آرذ و هركه از دكّان حلوائى بيايذ مشتى حلوا آرذ ؛ سر بر قدم مباركش نهاذه گلها را فروريختم ؛ ياران نعره‌ها زذند و گلها را « 11 » يغما كردند ، همانا كه سماع برخاست ( 3 / 79 ) همچنان خدمت سراج الدين گفت كه روزى حضرت مولانا فرموذ كه مجموع عالم اجزاى يك كس است و اشارت اللّهمّ اهد قومى فإنّهم لا يعلمون عبارت ازينست ، قومى اى « 15 » اجزائى ؛ چه اگر « 16 » كافران اجزاى او نباشند او كلّ نباشذ شعر ( رمل )
جزء درويشند جمله نيك و بذ * ور نباشذ اين‌چنين درويش نيست
« 18 » . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 78 )Z48 بB45 آK106621 , I , H ; 571 , I , T
( 1 ) سراجZK: + المله وB- - ( 2 ) عليهZK:B- - ( 4 ) آمذمZK: آمدB- - ( 11 ) كلها راZK: كلهاB- - ( 15 ) اىZK: ازB- - ( 16 ) اكرhZBK: -Z( 18 ) جزو . . . نيست : فيه ما فيه ، ص 76 / 15
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 163 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي