تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
سوار شذه بوذ ؛ فرموذ كه مركب الصّالحين است و چندين پيغامبران خر سوارى كرده‌اند ؛ چنانك شيث و عزير و مسيح و حضرت رسول ما عليهم السلام شعر ( رمل )
خر برهنه برنشين اى بو الْفُضول * خر برهنه نى كه راكب شذ رسولِ
« 5 » مگر يار ربّانى شهاب الدين گوينده نيز بر بهيمهء سوار شذه بوذ ؛ از ناگاه خر او بانگى بركشيذ ؛ مذكور از سر غضب چند بار خر را بر سر بزد ؛ حضرت مولانا فرموذ كه حيوان بيچاره را چراش مىزنى ؟ براى آنك بارت مىكشذ ؟ شكرى نكنى كه تو راكبى و او مركوب تست و نعوذ باللّه اگر برعكس بوذى چه خواستى كردن ؟ حاليا نالهء او از دو حال بيرون نيست : يا براى گلوست يا براى فرج ، درين كار جميع خلق « 12 » مشترك‌اند و پيوسته درين كارند و تخم هوس را درين كارند ؛ پس همه را بر سر بايذ زذن و سرزنش كردن ؛ همانا كه شهاب الدين نادم گشته فروذ آمذ و سمّ آن جانور را بوسيذه نوازش كرد ( 3 / 35 ) همچنان منقولست كه يكى از قلّت منال و كلّت حال حكايت مىكرد و شكايت مىنموذ ؛ حضرت مولانا فرموذ كه برو بعد اليوم مرا دوست مدار تا دنيات بدست آيذ و فرموذ . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 35 )Z35 بB33 آK8719 , I , H ; 421 , I , T
( 12 ) جميع خلقBK: -Z( 5 ) خر برهنه . . . رسول :NMج 2 ، ص 286 / 725 ؛AMص 120 / 29