شعر ( رمل )
كحمار السّوء إن اشبعته * ضرب النّاس و إن جاع نهق
پس خر دايما بندهء فرج و گلوست ؛ و همچنان « 3 » هركسى كه در جان او درد خذا و نالهء عشقى نباشذ و در سر او سودائى و سرّى نبوذ عند اللّه تعالى كمتر از خرست
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
( 7 / 179 ) نعوذ باللّه منه
شعر ( رمل )
دانك اين نفسِ بهيمى نرخرست * زيرِ او بوذن از آن ننگينترست « 8 » گر ندانى ره هر آنچ خر بخواست
عكسِ آن كن خوذ بوذ آن راهِ راست
« 9 » بعد از آن فرموذ كه در زمان ماضى پاذشاهى ز پادشاه ديگر بطريق امتحان سه گونه چيز درخواست كرد كه از آن سه چيز بدتر نبوذ :
يكى طعام بذ ، دوم نفس بذ ، سوم جانور بذ ؛ اين پاذشاه از طعامها پنير فرستاذ و از نفوس بذ غلام ارمنى فرستاذ و از حيوانات خرى فرستاذ و در عنوان « 14 » نامه اين آيت را نشان كرد :
إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ
( 31 / 19 )
( 3 / 34 ) همچنان منقولست كه روزى حضرت مولانا با جمع ياران بسوى باغ چلبى حسام الدين « 17 » مىرفتند و آن روز خذاوندگار بر خرى
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 34 )Z35 بB35 آK8709 , I , H ; 321 , I , T
( 3 ) همچنانZK: -B- -
( 14 ) و در عنوانZK: غير آن عنوانB- -
( 17 ) الدينZK: -B( 8 ) دانك . . . ننكينترست :NMج 5 ، ص 89 / 1392 ؛AM466 / 27
( 9 ) كرندانى . . . آن راه راستNMج 1 ، ص 182 / 2955 ؛AM78 / 9