و سلامه عليه « 1 » از نماز و اوراد معهود فارغ شذ و دعا كرد ، از جبرئيل امين « 2 » سؤال كرد كه سرّ حالت امروزينه چه بوذ ؟ جبرئيل گفت : سبب آن بوذ كه على در وقتى كه به مسجد مىآمذ با « 3 » پيرى يهودى همراه شذ ، او را . معزّز داشته تبجيل نموذ و پيشتر ازو قدم ننهاذ « 4 » و پاذشاه قديم سبحانه و تعالى روا نديذ كه علىّ مكّى از نصاب ثواب نماز صبح بىنصيب مانذ ، تا اينچنين عنايت فرموذ ؛ اكنون جائى كه مثل علىّ مرتضى رضى اللّه عنه پيرك « 7 » كافر را حرمت داشت فرموذه « 8 » در مقابلهء آن حرمت از حق تعالى چنين كرامات يافت ، قياس كن كه اگر عاشقى صادقى پيرى را كه در راه خذا پير شذه باشذ و در ملّت مسلمانى محاسن سپيذ كرده بوذ و صحبت پيران « 10 » معنى را دريافته مقبول حق گشته باشذ ، اكرام كنذ و حرمت ورزذ و اعتقاد بندذ ، حق تعالى او را در عوض آن چها بخشذ و چه لطفها كنذ و در حقيقت عزّت از آن خذاست و رسول او و از آن بندگان خاص او كه
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
( 63 / 8 ) ؛ اللّه اللّه اگر خواهى كه پيوسته قرين بخت جوان باشى ، دامن پير معنوى را محكم گير كه بىعنايت پير راستين هرگز جوانى پير نشذ و بكرامت پيران معنى نرسيذ
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 ) سلامه عليهZK: سلامB- -
( 2 ) امينZK: -B- -
( 3 ) باZK: تاB- -
( 4 ) ننهاذZBK: + بر موجب حديث نبوى كه بجلوا المشايخ فان تبجيل المشايخ من اجلال اللّه تعالى فرموده بود عمل كردhZ- -
( 7 ) پيركZB: پيركىK- -
( 8 ) فرموذهZK: فرمودB- -
( 10 ) پيرانZB: + قديم وK