تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
رفتند و حضرتش در پى ياران مىآمذ ؛ چون حضرت چلبى حسام الدين بسراى پروانه درآمذ ، تمامت اكابر اكرام كرده « 2 » بالاى صفّه جا داذند ، در عقب حضرت مولانا دررسيذه ، پروانه و اركان دولت پيش دويذند ؛ پروانه دست مبارك حضرت « 4 » خذاوندگار را بوسه‌ها مىداذ و عذرها مىخواست كه حضرت خذاوندگار را زحمت شذ و امّا بندگان را رحمت شذ ، لطفها فرموذه ؛ چون بسراى درآمذ ، ديذ كه زير و بالاى صفّه اكابر نشسته‌اند ، السّلام عليكم و رحمة اللّه فرموذه در صحن سراى فرونشست ؛ حضرت چلبى حسام الدين برخاست و به زير آمذه « 9 » در پهلوى مولانا بنشست ؛ اغلب اكابر به موافقت فروذ آمذند و آنان كه از غلبهء نفاق اتّفاق كرده بوذند ، درماندند ؛ مثل ناصر الدين و شيخ شرف الدين هريوه و سيّد شرف الدين و من تابعهم من السّفهاء كه هريكى در انواع علوم كتابخانهء بوذند ؛ گويند : سيّد شرف الدين مردى بوذ حكيم طبع و متكلّم و گستاخ رو و بذروى « 13 » و چون اين حالت را بذيذ كه تمامت بزرگان به موافقت او « 14 » بزرگ از بالا زير دويذند و حضرت آن‌چنان صدرى در صفّ نعال صدرى ساخته صدرها خالى ماند ، سر « 16 » آغاز كرد كه در صورت « 17 » حال صدر كجاست ؟ و در مذهب اهل طريقت صدر چه جا را گويند ؟ قاضى سراج الدين گفت كه در مدارس علماء صدر ميانهء صفّه است كه مسندگاه مدرّس است و شيخ شرف الدين هريوه گفت كه در طريقهء « 20 » اهل اعتكاف و پيران خراسان كنج زاويه . . . . . . . . . .
هامش
( 2 ) كردهBZ: كرد و بالضرورىK- - ( 4 ) حضرتBK: -Z- - ( 9 ) آمذهZB: + وK- - ( 13 ) بذروىZB: بدروK- - ( 14 ) اوZB: آنK- - ( 16 ) سرZK: بسرB- - ( 17 ) در صورتBK: صورتZ- - ( 20 ) در طريقهBK: طريقهZ
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 119 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي