ديگر رحلت كردند و اقليم روم يتيم و بىدولت فروماند « 1 » و عالم زير و زبر شذ و بكلّى آثار خوشى و رفاهيت و جمعيّت خواطر از جميع جهان مرتفع گشته ، آنچنان شذ كه فرموذه بوذند الى ما شاء اللّه تعالى
( 3 / 29 ) همچنان « 4 » منقولست كه از خدمت مولانا شمس الدين ملطى رحمه اللّه كه او گفت : روزى از پگاه به حضرت مولانا رفته بوذم ؛ ديذم كه در صحن مدرسه سير مىكنذ و بيتى عربى كه صريحا هزلست مىگويذ و آن را در ديار عرب زنان قحاب مىگويند و لاغ مىكنند و آن بيت را بجدّ « 8 » عظيم مكرّر مىفرموذ
بيت ( هزج )
بين الفَخذَينِ نصف دانق * عين الفَخِذَينِ دانقينِ
راسٌ « 11 » دخلوه أَعطِ درهم « 12 » * كلٌّ دخلوه درهمينِ
و من از دور سرنهاذه بر جاى خوذ متحيّر ماندم كه صورت اين بيت را معنى چه باشذ و بچه تأويل كنند ؛ در حال جواب ضمير من فرموذ كه معنى بيت چنانست كه هركه مىخواهذ كه بعالم فقر درآيذ قدم اوّل بايذ كه يك دانك دنيا را ترك كنذ و هركه خواهذ كه سرّ فقر را دريابذ و در آن سيران كنذ نصف دنيا را « 16 » ترك كنذ و هركه خواهذ كه سر از گريبان فقر محمّدى بيرون آورذ ، همهء دنيا را « 17 » پشت پا زند و هركه خواهذ كه به درجهء كمال فقر « 18 » حال محمّدى رسذ دنيا و آخرت را
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 29 )Z33 آB31 آK82- , I , H ; 611 , I , T
( 1 ) فروماندKB: فروماندندZ- -
( 4 ) همچنانZKB: الحكايةhZ- -
( 8 ) بجد عظيمZ: -BK- -
( 11 )aرأسZK: راشB- -
( 12 ) درهم : فى الاصل درهما - -
( 16 ) دنيا راZK: دينارB- -
( 17 ) دنيا راBZ: دينارB- -
( 18 ) فقرZB: -K