گفت كه سلطان منم جانِ گلستان منم * حضرتِ چون من شهى و آنگه ياذِ فلان
الى آخره و گويند قرب چهل روز چلبى بدر الدين رنجور و مهجور خفته بوذ ، مستغفر گشته صحّت يافت ، باز بعنايت مخصوص شيخ مشرّف « 3 » شذ
( 3 / 22 ) همچنان خدمت شيخ محمود صاحب قران كه از اتراب و اقران خود گذشته بوذ ، روايت چنان كرد كه روزى قاضى شهيد مرحوم مولانا عز الدين قونيه « 7 » كه وزير سلطان عز الدين كيخسرو بوذ رحمهما اللّه و به جهت « 8 » حضرت مولانا در دار الملك قونيه مسجد جامع بنا كرده ، مردى عالىهمّت بوذ ؛ از حضرت مولانا سؤال كرد كه از هر « 10 » فنّ علمى كه حضرت شما را حاصلست از علوم ظاهر ما نيز به قدر استعداد و اجتهاد خوذ همان كتب را حاصل كرديم و در تحصيل آن ممارست بىحدّ نموذيم ؛ امّا « 12 » آنچ به حضرت شما معلوم و مفهوم شذه است از آنها ما را هيچ گونه وقوفى و خبرى نيست و عقلهاى ما اصلا مدرك آن معانى نشذه است ؛ حضرت مولانا تبسّم فرموذه گفت : آرى ، ما يكدو ورقى از علم اقبال كه علماللّهست مطالعه كردهايم كه آن
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 22 )Z32 آBK7828 , I , H ; 901 , I , T
( 3 ) مخصوص . . . مشرفZ: شيخ مخصوصKشيخ مشرف مخصوصB- -
( 8 ) به جهتZK: جهتB- -
( 10 ) هرZB: -K- -
( 12 ) اماZB: -K( 7 ) قاضى . . . عز الدين قونيه : قاضى عز الدين محمد بن محمود رازى است كه در 654 يا 656 ه / 1256 يا 1258 م كشته شده است ( ر . ك . به مسامرة الاخبار ، ص 40 - 42 ؛ ابن بىبى ، الاوامر العلائية ، 601 - 608 ، مكتوبات مولانا ، 76 ، 78 ؛ فيه ما فيه ، ص 202 ، 340 حواشى و تعليقات ناشر )