تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
كثيرى از ايشان را به مهمانى دعوت نمود و سى تن از سرانشان را بگرفت و بكشت . باقى به ارمينيه و از آنجا به بلاد هكاريان در اعمال موصل رفتند . ميان ايشان و كردان جنگهايى در گرفت كه ما در اخبار غز در موصل از آن سخن گفتيم . ابن اثير ديگر از خاندان مرزبان ، ملوك آذربايجان ، ذكرى به ميان نمىآورد تا استيلاى طغرل در آن بلاد . آنچه از فحواى اخبار بر مىآيد اين است كه بعد از بنى مرزبان كردان بر آن بلاد استيلا يافته‌اند . و اللّه اعلم .

استيلاى طغرلبك بر آذربايجان

ابن اثير گويد : در سال 446 طغرلبك به آذربايجان آمد و قصد تبريز كرد . فرمانرواى آذربايجان امير ابو منصور وهسودان بن محمد روادى بود . او به اطاعت طغرل گردن نهاد و به نام او خطبه خواند و اموال به نزد او فرستاد و فرزند خود را نزد او گروگان نهاد . طغرل از او بگذشت و به سوى امير ابو الاسوار صاحب گنجه لشكر راند . او نيز به فرمان آمد و به نام او خطبه خواند و سپاهى به يارى او روان نمود . بدين شيوه طغرل آنان را به فرمانروايى بلادشان باقى گذاشت . و گروگانهايشان بگرفت و به ارمينيه راند . و از آنجا آهنگ ملازگرد نمود و آن بلاد نصرانيان بود . طغرل در آنجا دست به كشتار و تاراج زد و اعمال آن را ويران نمود و از آنجا عزم غزاى روم نمود و تا ارزن الروم پيش رفت و در آن بلاد نيز بسيارى را بكشت و بسيارى جايها را تاراج كرد ، آنگاه به عراق بازگشت . ابن اثير در خلال اين احوال از غزوه فضلون كرد با خزر - كه از تركمانانند - سخن مىگويد و ما در آغاز كتاب بدان اشارت كرديم . او مىگويد : قطعهء بزرگى از آذربايجان در دست فضلون كرد بود . فضلون در سال 421 به غزاى خزر رفت و آن بلاد را زير پى سپرد و بيرون آمد . آنان از پى او آمدند و از ياران او بسيارى را كشتند و غنايم را از ايشان بستدند . همچنين گويد كه در سال 429 پادشاه ابخاز [ 1 ] شهر تفليس را محاصره نمود [ مردم تفليس در برابر دشمن مقاومت كردند و چون در تنگى آذوقه و علوفه قرار گرفتند از مسلمانان آذربايجان يارى خواستند . چون غزان به آذربايجان آمدند و ابخازيان خبر يافتند كه با ارمن چه كرده‌اند از محاصرهء تفليس رفتند ] . و چون وهسودان فرمانرواى آذربايجان ديد كه با غزان بر نمىتابد بر آنان باب ملاطفت و دوستى بگشود و از ايشان زن گرفت و به ايشان زن داد ، تا شايد - چنان كه گفتيم - بتواند از آنان مدد جويد . اين آخرين چيزى است كه ما از ملوك آذربايجان به دست آورديم . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : انجاز .