يافته بود ، محمود او را به تصرف بلاد ابراهيم بن مرزبان فرستاده بود .
بلاد سر جهان [ 1 ] و زنجان و شهرزور و غيره از آن او بود . او برفت و ديلم را به خود جلب نمود . چون محمود به خراسان بازگشت ، سالار ابراهيم بيامد و قزوين را بگرفت و آن گروه از سپاهيان محمود را كه در قزوين بود بكشت و به قلعهء رى تحصن نمود . ميان دو گروه جنگهايى پديد آمد كه سالار در همه پيروز بود . سپس مسعود پسر محمود جماعاتى از سپاه او را بفريفت ، اينان جايهايى را كه رخنه در دژ ميسر مىنمود نشان دادند و جماعاتى از لشكر سالار را در راههاى سخت گمراه كردند . چون در ماه رمضان سال 426 مسعود حمله كرد سالار ابراهيم منهزم شد . مسعود او را اسير كرده به سر جهان [ 2 ] برد ، پسرش در آنجا بود ، از او خواست كه قلعه را تسليم كند . او سر برتافت . مسعود بازگشت و ديگر قلعهها را بستد ، و اموال او را مصادره كرد و مقرر نمود كه پسرش در سر جهان بماند و هر ساله مالى بپردازد . همچنين بر كردانى كه در جوار او بودند مالى مقرر كرد و به رى بازگرديد . و اين سالار كه از او ياد كرده غير از سالار نخستين است و اين خبر به وقايع پيش از آن پيوسته نيست . آنگاه به اخبار غزان پرداخته آنان كه پيشاپيش سلجوقيان آمدند و در بلاد رى منتشر شدند و بسيارى از بلاد را تصرف كردند و طايفهاى از آنان به آذربايجان رفتند و سركردگان ايشان بوقا و كوكتاش و منصور و دانا بودند .
دخول غز به آذربايجان
گفتيم كه غزان به آذربايجان داخل شدند ، وهسودان پسر مملان [ 3 ] بدان اميد كه شر آنان از بلاد خود دفع كند ، اكرامشان كرد و دختر به ايشان داد و كوشيد تا آنان را به يارى خود وادارد ، ولى اينها هيچ سود ننمود و غزان در سراسر آن بلاد آشفتگيها پديد آوردند و قتل و غارتها كردند .
در سال 429 غزان وارد مراغه شدند ، مردمش را كشتند و مساجدش را آتش زدند و با كردان هذبانيه نيز چنين كردند .
مردم شهرها به مدافعه برخاستند . ابو الهيجاء پسر ربيب الدوله و وهسودان بن مملان فرمانروايان آذربايجان با يك ديگر صلح كردند و دست اتفاق به هم دادند . كردان هذبانى نيز به ياريشان برخاستند و آنان را از آذربايجان راندند . و چنان كه در اخبارشان آوردهايم در نواحى رى پراكنده شدند .
غزانى كه پيش از اينان به آذربايجان آمده بودند ماندند . مردم آذربايجان از آنان رنج فراوان ديدند . در سال 432 وهسودان در تبريز از غزان كشتار كرد . بدين گونه كه جمع
هامش
[ ( 1 ) ] متن : شهرخان
[ ( 2 ) ] متن : سرچهار
[ ( 3 ) ] متن : غلاك .